حاج آقا سيدعلى‏اكبر ابوترابى
شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۷
حاج آقا سيدعلى‏اكبر ابوترابى

محرمعلى آهنگريان" آزاده‏اى كه از سال 58 به مدت 11 سال در اسارت رژيم عراق بود گفت: همه آزادگان به نوعى مديون اين مرد بزرگوار هستند و هرگز خاطره مهربانى‏ها و فداكارى‏هاى ايشان را فراموش نمى‏كنند.

   

وى افزود: حجت الاسلام ابوترابى اخلاقى عالى داشت و حتى در زمان اسارت خود در اردوگاه شاهد بودم كه نيروهاى بعثى به رغم اعمال شكنجه‏هاى جسمى و روحى طاقت‏فرسا در مورد ايشان، براى وى احترام خاصى قائل بودند.

    وى تصريح كرد: من مطمئن هستم اگر به خاطر وجود حاج آقا ابوترابى و تلاش‏ها و حمايتهاى ايشان از اسرا نبود. شايد نيمى از آزادگانى كه در حال حاضر در كنار خانواده‏هايشان هستند، هرگز به ايران باز نمى‏گشتند.

   

"محرمعلى آهنگريان" آزاده‏اى كه از سال 58 به مدت 11 سال در اسارت رژيم عراق بود گفت: همه آزادگان به نوعى مديون اين مرد بزرگوار هستند و هرگز خاطره مهربانى‏ها و فداكارى‏هاى ايشان را فراموش نمى‏كنند.

   

وى افزود: حجت الاسلام ابوترابى اخلاقى عالى داشت و حتى در زمان اسارت خود در اردوگاه شاهد بودم كه نيروهاى بعثى به رغم اعمال شكنجه‏هاى جسمى و روحى طاقت‏فرسا در مورد ايشان، براى وى احترام خاصى قائل بودند.

    وى تصريح كرد: من مطمئن هستم اگر به خاطر وجود حاج آقا ابوترابى و تلاش‏ها و حمايتهاى ايشان از اسرا نبود. شايد نيمى از آزادگانى كه در حال حاضر در كنار خانواده‏هايشان هستند، هرگز به ايران باز نمى‏گشتند.

    اين آزاده گفت: آقاى ابوترابى ضمن دعوت اسرا به صبر و استقامت به آنها هشدار مى‏داد تا ضمن تقويت روحيه‏ى خود را از آسيب‏پذيرى ناشى از ضربات روحى و جسمى دشمن حفظ نمايند.

    آهنگريان در ادامه افزود: آقاى ابوترابى پشتوانه‏اى قوى براى آزادگان بودند و امروز با بروز اين حادثه تاسف‏بار و نبود ايشان خلاء بزرگى ايجاد مى‏شود.

    وى همچنين خاطرنشان كرد: اين روحانى بزرگوار جزو 200 نفرى بود كه پس از مبادله اسراء به عنوان محكوم سياسى توسط دولت عراق در اردوگاه ماند و به ايشان اجازه بازگشت به ايران داده نشد.

    وى افزود: ايشان دائماً روزه بودند و نماز شب مى‏خواندند و برخوردهاى انسانى و اخلاقى‏شان با سربازان و نيروهاى عراقى حاضر در اردوگاه تاثير بسيار مثبتى بر آنان گذاشته بود.

    اين آزاده در پايان گفت: پس از آزادى حاج آقا ابوترابى از يك سروان عراقى كه به تازگى به عنوان يكى از فرماندهان اردوگاه (رمادى 9) تعيين شده بود، شنيدم كه مى‏گفت: "من تازه متوجه شده‏ام كه چه شخصيت بزرگى از پيش ما رفت و ما از اخلاق و معلومات ايشان استفاده نكرديم.

    "سيدحسن موسوى" يكى ديگر از آزادگانى كه مدت 8 سال و نيم در عراق اسير بوده اظهار داشت: به جرات مى‏توان گفت كه آقاى ابوترابى با چند دقيقه صحبت كردن، اسرايى را كه از همه چيز و همه جا مايوس و نااميد شده بودند دگرگون مى‏كرد.

    وى افزود: دلدارى‏هاى ايشان به اسرا در آن شرايط نامطلوب و طاقت‏فرسا از هر دارويى شفابخش‏تر بود.

    "اسماعيل باميان" آزاده‏اى كه مدت 10 سال در عراق اسير بوده و به همراه 19 نفر آزاده‏ى ديگر از دزفول براى شركت در مراسم تشييع پيكر پاك حجت الاسلام ابوترابى و پدرشان آيت ا... حاج سيدعباس ابوترابى به تهران آمده بود، گفت: در يكى از روزهاى دوره اسارت در سال 61 يكى از مسئولان صليب سرخ كه به اردوگاه رماديه آمده بود، مى‏گفت: من در بازديدهاى مختلف از اردوگاه‏هاى اسرا در ديگر كشورهاى جهان شاهد روانى شدن و يا خودكشى تعدادى از اسيران جنگى بوده‏ام، ولى در اردوگاه‏هاى اسيران ايرانى متوجه شدم كه اغلب آنان از روحيه بسيار قوى و بالايى برخوردارند و به جاى مطرح كردن مشكلات خود از مسايل و مشكلات مردم فلسطين و افغانستان مى‏گويند. آقاى ابوترابى در پاسخ وى گفت: روحيه‏ى اسراى ايرانى ناشى از انس و آشنايى با افكار و آرمان‏هاى والاى امام خمينى و مكتب اسلام و امامان شيعه است.

    به گفته وى، حتى نمايندگان صليب سرخ و فرماندهان عراقى نيز تحت تاثير رفتار و صلابت آقاى ابوترابى قرار مى‏گرفتند.

    "عبدا... سرابى" آزاده‏اى كه مدت 8/5 سال در عراق اسير بوده درباره‏ى تاثير شخصيت حجت الاسلام ابوترابى بر يكى از نمايندگان صليب سرخ گفت: يكى از نمايندگان صليب سرخ به نام "ميشل" كه هر 45 روز تا دو ماه يكبار براى بازديد و گرفتن آمار اسرا به اردوگاه مى‏آمد، بسار مؤدبانه در كنار آقاى ابوترابى مى‏نشست و غرق در سخنان ايشان مى‏شد.

    وى افزود: ماموريت اين شخص دو سال طول كشيد و پس از آن ديگر خبرى از او نشد. روزى در اردوگاه از يكى اساتيد زبان فرانسه كه مترجم "ميشل" بود درباره وى سوال كردم و آن استاد گفت: ديگر به ميشل اجازه آمدن به اردوگاه را نمى‏دهند زيرا او مسلمان و شيعه شده است.

    اين آزاده گفت: آن استاد كه مترجم اردوگاه نيز بود نامه‏اى از ميشل به من نشان داد كه با "بسم ا... الرحمن الرحيم" شروع شده بود. ميشل در نامه‏ى خود نوشته بود: من تحت تاثير راهنماييهاى آقاى ابوترابى به ايران رفته و پس از خواندن كتابهاى شهيد مطهرى، نزد علامه طباطبايى رفتم و اكنون افتخار مى‏كنم كه يك شيعه هستم.

    اين آزاده كه بسيار متاثر بود افزود: ميشل دريكى از ديدارهايش از اردوگاه موصل 4 به يكى از مترجمان گفته بود، من نمى‏دانم آقاى ابوترابى چه ويژگى دارد كه وقتى دست آدم را در دست خود مى‏گيرد، گويى قلب انسان در مشتش گرفته است.

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: