چند سفر با ایشان همراه بودم ایشان همیشه اصرار داشتند كه به مسائلی كه همكاران در پالایشگاه دارند از نزدیك رسیدگی كنند قبل از این مسافرت كه منجر به دستگیری شان شد سفری كرده بودیم كه از ماهشهر بازگشتیم در این سفر چون موفق نشده بودیم برویم ایشان بسیار ناراحت بودند و میخواستند به هر طریقی بروند
قبل از اینكه جریان اسیری
شان را بگوئیم باید اشاره كنیم در جزیره آبادن از زمان شروع جنگ همكاران ما در شرایط
بسیار بدی بودند و آقای تندگویان اصرار داشتند به پالایشگاه بروند تا در میان همكاران
باشند و از نزدیك مسائل آنها را لمس كنند به همین جهت تصمیم گرفتند زودتر برگردند و
همراهانشان هم كم و بیش مسئله را درك كرده بودند با میل و رغبت همراه ایشان رفتند در
اهواز سایر دوستان از گروههای مختلف ، از وزارت بهداری جناب وزیر برای رسیدگی به مسائل
بهداشتی و درمانی و گروهی از آقایان نمایندگان مجلس و مهندس بوترابی در اهواز به ما
ملحق شدند صبح فردایش در چهار ماشین حركت كردیم . صبح همان روز تصادفی در اهواز داشتیم
و یكی از ماشینها نتوانست بیاید . قبل از حركت شرح و جریان با مقامات مسئول در میان
گذاشته شد و تأیید كردند كه اشكالی وجود ندارد و راه باز است . ایندفعه از جاده شادگان
رفتیم و از تقاطع شادگان به جاده ماهشر - آبادان محلی است پر درخت آنجا هم توقفی كردیم
و از مسئولین ارتش اجازه گرفتیم به طرف آبادان حركت كردیم . لازم است توضیحی در مورد
خصوصیت جاده بگویم دوازده كیلومتر ازجاده اصلی است و بعد از آن به یك جاده خاكی باید
رفت البته راجع به آن جاده میشود داستانها گفت و تاكسی نبیند باور نمیكند ما صحنههای
عجیبی دیدیم زن و بچهها و پیرها كه بستههای بار روی سرشان و پای پیاده در نخلستانها
حركت میكنند و هرچه جلوتر میرفتیم تعداد مردمی كه آواره بودند بیشتر میشد عده زیادی
تشنه كه تقاضای آب میكردند .




