شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷
فجر صادق انقلاب

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر، آری ... «دهه فجر» . پس از آن ده روز، سپیده روشن جمهوری اسلامی‏ دمید. « کلمه‏الله‏ » بر فراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ، یکی دیگر از «ایام الله‏» ماندگار تاریخ شد .

کاخ‏هایی که به قیمت ویرانی کوخ‏ها برپا شده بود، به دست کوخ‏نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایی‏اش و با دم مسیحایی‏اش در شهیدآباد «بهشت‏زهرا» ، در صور انقلاب‏ دمید و مردم را در عرصات حق و محشرنهضت، جان بخشید. آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موج‏های خونین و موج آن شطهای خروشان بود.

باری... «صبح صادق‏» انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب‏سرزده بود که به «نماز عشق‏» ایستادیم. با وضویی از خون‏دههاهزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به «ولایت‏» سپردیم.

همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادی بر زبان انقلاب‏ جاری‏کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه‏کاشتند. ناکثین‏، سوار بر جمل قدرت طلبی‏، در بصره‏بی‏بصری فتنه به پا کردند. قاسطین‏، دیگر بار صفین‏ راپدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و مارقین‏ نیز در نهروان خیانت‏ از پشت‏خنجر زدند. بازرگانان، تهیدست ازبازار برگشتند و کالای آزادی‏ شان قلابی از آب در آمد و روی‏دستشان بادکرد. شیادان و مزدورانی که سنگ «توده‏» و «خلق‏» را به سینه می‏زدند، به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنی و مشتشان باز شد.

در این همه سال که برما گذشته است، «فجر پیروزی‏» با «شب‏کین توزی‏» درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعی دیگر دربرابرهم صف آراسته‏اند. در این سالهای پرفراز و نشیب، با همه‏وجود، غربت‏حسین(ع)و مظلومیت علی(ع)را حس کردیم و میدان احد و معرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد. با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوی «خندق‏پیروزی‏» عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏خنجر خوردیم و در نهایت‏تنهایی و مظلومیت، تنها خدای یکتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم می‏کرد و به آینده امیدوارمان می‏ساخت.

در تمامی این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب‏در امواج توطئه‏ها بود و با بصیرتی الهی راه‏ می‏نمود و برای‏رهروان‏ از میان آن همه خطرها معبر می‏گشود.

دردمندانه به سوگ امام امت(ره)نشستیم و پس از آن پیر، با مولای جدیدمان پیمان ولایت‏بستیم، ولی دشمن، جبهه جدیدی بر ضدانقلاب گشود که رهبر انقلاب، از آن با «شبیخون فرهنگی‏» یاد کرد. افعی‏های خفته در لابه لای جراید و مجلات، به نیش زدن و سمپاشی‏پرداختند. محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‏ها، خانه‏ها مطبوعات، فیلم‏ها،جشنواره‏ها، ماهواره و اینترنت، القائات برخی استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏های مبتذل و خانمان سوز، اشاعه بی‏دینی وسکولاریسم، قداست زدایی از مقدسات و توهین به باورهای دینی این‏امت‏بود. می‏خواستند عناصر فراری و مرده و فسیل شده را دوباره‏زنده کنند و ابوسفیان‏های کین‏توز را به صحنه آورند.

حادثه‏های تلخی داشتیم. و فراز و فرودهای شگفت، عبرت آموز و روشنگر بر این امت‏شهید داده گذاشت.

اینک، ماییم و انقلاب اسلامی‏ ، که یادگار امام راحل است. ماییم و رهبری که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، خلف‏صالح‏ امام امت است. ماییم و نسلی پویا، که هم آماج فتنه‏هاست و هم ذخیره‏انقلاب. ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب نظامهای استکباری‏ شکل‏گرفته است.

ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکباری و حق طبانه‏ملتهای مظلوم، متجلی است و همه چشم به ام القری ایران‏ دوخته‏اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل‏بیت علیهم السلام اند. ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده وهابیت‏آمریکایی‏ بر ضد اسلام ناب محمدی‏ . ماییم و جبهه‏های متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعادسیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، که این مرحله، بیش از گذشته، بصیرت‏، هوشیاری، آمادگی، پیام رسانی‏» و تبیین‏ می‏طلبد.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‏تر و حساس‏تر باشد، تاهم‏فتنه‏ها را در قالب‏های جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها،شایعات و غوغا افکنی‏هاو فتنه‏انگیزی‏ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏جمهوری اسلامی را از جلوه ناب دین‏ غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه‏خوف سست‏شدن بنیان‏های آن. رسالت رساندن این نهضت‏به عصرحضور و سپردن آن به دست‏ خورشید عصر غیبت‏، بر دوش ماست. جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند.»

 

جواد محدثی

موصل 4

 

 

 

 

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: