دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷
قلب انسان در مشت ابوترابی

من تحت تأثیر راهنمایی های آقای ابوترابی به ایران رفته و پس از خواندن كتابهای شهید مطهری ، نزد علامه طباطبایی رفتم و اكنون افتخار می كنم كه یك شیعه هستم.

****

یكی از نمایندگان صلیب سرخ به نام «میشل» كه هر 45 روز تا دو ماه یكبار برای بازدید و گرفتن آمار اسرا به اردوگاه می آمد، بسیار مؤدبانه در كنار آقای ابوترابی می نشست و غرق در سخنان ایشان می شد.

مأموریت این شخص دو سال طول كشید و پس از آن دیگر خبری از او نشد . روزی در اردوگاه از یكی از اساتید زبان فرانسه كه مترجم «میشل» بود درباره وی سؤال كردم و آن استاد گفت: دیگر به میشل اجازه آمدن به اردوگاه را نمی دهند زیرا او مسلمان و شیعه شده است.

آن استاد كه مترجم اردوگاه نیز بود نامه ای از میشل به من نشان داد كه با «بسم ا... الرحمن الرحیم» شروع شده بود . میشل در نامه خود نوشته بود : من تحت تأثیر راهنمایی های آقای ابوترابی به ایران رفته و پس از خواندن كتابهای شهید مطهری ، نزد علامه طباطبایی رفتم و اكنون افتخار می كنم كه یك شیعه هستم.

میشل در یكی از دیدارهایش از اردوگاه موصل 4 به یكی از مترجمان گفته بود ، من نمی دانم آقای ابوترابی چه وی‍‍‍‍‍زگی دارد كه وقتی دست آدم را در دست خود می گیرد، گویی قلب انسان را در مشتش گرفته است.

 

موصل4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: