چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷
عارف شیدا

یک روز در اردوگاه تکریت مرا صدا کردند و چشمم را بستند و از اردوگاه بیرون بردند . فکر کردم که می خواهند مرا به بغداد ببرند . چشم هایم را بستند و تا حدود سیصد متری بیرون اردوگاه بردند . آنجا صدای افسر بعثی " ستوان عبدالرحیم " را شنیدم که گفت : " چه کسی به شما گفته چشم ابوترابی را ببندید ؟ "

 

آنها چشمم را باز کردند . عبدالرحیم مرا محترمانه داخل ساختمان برد . هیچ فرد دیگری آنجا نبود . نشستیم و عبدالرحیم گفت : " در این ساختمان ، جز من و تو و خدا ، کس دیگری نیست و من تو را می شناسم که وابستگی ات به خمینی و جمهوری اسلامی زیاد است . ما این را می دانیم و مسأله ی تازه ای نیست . من    می خواهم که آنچه شما از ویژگی های اخلاقی او می دانی برایم بگویی " و مرتب قسم می خورد که " من قصد درست کردن پرونده برای شما ندارم " . بسم الله را گفتم و آرام آرام صحبت را آغاز نمودم و در مورد حضرت امام مطالبی را بیان کردم . در بین صحبت هایم چند مرتبه به او گفتم : "فکر نکن من گزافه گویی می کنم " ؛ ولی او گفت : " من مطمئنم که شما کمتر از آنچه هست می گویی و عظمت رهبر شما بیش از اینهاست . " از آن پس ، هر چه ما از شجاعت ، صلابت ، روحیه ی سازش ناپذیری با دشمن و عظمت روحی حضرت امام می گفتیم ، او با تکان دادن سر تصدیق می کرد و گاهی هم می گفت : " من می دانم که رهبر شما کمالاتش بیش از اینهاست ."

 

جلسه ی ما حدود دو ساعت به درازا کشید . او پس از سه روز مجدداً مرا برد و در ادامه ی جلسه ی قبل ، اصرار می کرد که در مورد حضرت امام صحبت کنم . من نیز دراین مورد برخی از ویژگی های حضرت امام را برای او بازگو کردم و او هم همه را تصدیق کرد .

بد نیست در این مورد خاطره ای شیرین هم از یک عزیز اسیری بیان کنم ؛ پیرمرد بزرگواری که فرزندش در ایران به شهادت رسید و خودش هم پس از بازگشت به ایران ، چشم از دنیا فرو بست . او " نبات علی " نام داشت و   نفس تنگی شدیدی گرفته بود . به عراقی ها می گفت " بروید دعا کنید تا امام در قید حیات هستند این جنگ خاتمه پیدا کند و گر نه ، رزمندگان که از تجاوزگری شما عقده به دل گرفته اند ، در غیاب حضرت امام ، خاک عراق را با توبره به ایران خواهند برد . "

او با بردن نام امام ، در قلب عراقی ها دلهره ایجاد می کرد و آنها چون می دانستند او تنگی نفس دارد ، از کتک زدن به وی خودداری می کردند .

 

برگرفته از کتاب خاطره های معنوی عارف شیدا

 

 

 

موصل 4

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: