شش سال پیش در روز نهم آوریل2003) 20 فروردین ۱۳۸۲شمسی)، هنگامی كه اولین تانك آمریكایی وارد محدوده رصافه واقع در ساحل شرقی دجله در مركز بغداد شد، ناقوس مرگ دیكتاتوری در عراق به صدا در آمد. از آن هنگام هر سال مردم عراق با روزی به ثبت رسیده در تاریخ خود روبه رو هستند كه برخیها به دلیل فرصتی كه برای تنفس در هوای آزاد به دست آمد در این روز ابراز شادمانی میكنند و عدهای نیز به دلیل اشغال كشورشان غمگین و خشمگین هستند.
حالا از آن سالها سوالی كه در ذهن عراقیها نقش بسته این است كه آیا دیكتاتورها عموما احمق هستند؟!
عراقیها این سوال را از آنجا مطرح میكنند كه صدام اگر چه نه برای مردمش، حداقل برای خود و خانوادهاش میتوانست تدبیری عاقلانه بیندیشد كه نیندیشید. عراقیها معتقدند، او شباهتهای زیادی با همه دیكتاتورها داشت، اما براساس اسناد و شواهد، در میل به خونریزی یك سروگردن از همه بالاتر بود.
در یكی از روزهای سال ۱۹۳۷میلادی، در خانه و خانوادهای از عشیره البو ناصر در تكریت مركز استان صلاحالدین ، پا به دنیا گذاشت، درمیان عشیرهای كه تكان خوردن سبیل مردان معنایی جز قدرت و خشم ندارد.
او در همان محیط عشایری، با سنتها و رسوم سخت و انعطاف ناپذیر، جایی كه تمجید از قدرت و خشونت نشانه مردانگی محسوب میشود، رشد كرد و كسی نمی دانست كه این جوان تكریتی، به زودی منشا حوادث بزرگ و غم باری در تاریخ عراق خواهد شد.

برای اولین بار در سال ۱۹۵۶میلادی در قیامی علیه رژیم سلطنتی عراق شركت كرد. در سال ۱۹۵۹میلادی عضو گروه سوء قصدكننده به عبدالكریم قاسم رییس جمهوری وقت عراق بود و درهمان سال به مصر گریخت.
او سرانجام در سال ۱۹۶۸میلادی به همراه بعثیها ، دولت عبدالرحمن عارف رییس جمهوری عراق را سرنگون كرد و به معاونت احمد حسن البكر رییس جمهوری وقت عراق رسید.
مسیری كه او طی كرد تا در سال ۱۹۷۹میلادی با كنار زدن حسن البكر به قدرت برسد، مملو از خشونت ، آدم كشی و حذف مخالفان است.
او وقتی هم به قدرت رسید بدون توجه به مشورتها و نظرات دیگران، ابتدا یك جنگ هشت ساله را با مردم تازه انقلاب كرده ایران شروع كرد و در این هشت سال از هیچ امكانی برای خونریزی و كشتار بیشتر انسانها غفلت نكرد.
خونریزیها ، خشونتها و جنایات صدام، حتی بعد از اشغال كویت و تهاجم نیروهای ائتلاف بینالمللی به عراق در سال ۱۹۹۱پایان نیافت.
او علاوه بر دست پروردگان حزبی اش، به نزدیكترین اقوام خود نیز رحم نكرد و دو دامادش را كه به خارج گریخته بودند ابتدا با ملایمت فراخواند و وقتی آنها برگشتند، دستور كشتن آنان را صادر كرد.
او تا نهم آوریل ۲۰۰۳همچنان كشتار كرد، به طوری كه بعد از گذشت شش سال از سقوط دیكتاتور ، هنوز گورهای جمعی در عراق یافت میشود.
باسم، یك عراقی میانسال اهل بغداد میگوید، با اندكی مطالعه در خصوص حالات روحی و روانی صدام و برخی دیكتاتورها مانند هیتلر، به این نتیجه میرسیم كه همه آنها شبیه هم هستند. او اعتقاد دارد، در دنیای ذهن دیكتاتور، هیچكس آدم نیست و حق شهروندی ندارد و بقیه یا برده اند، یا گوسفند قربانی و یا حشرات موذی كه باید آنها را تار و مار كرد، همان كاری كه صدام در سال ۱۹۸۸با مردم حلبچه كرد.
باسم خاطرهای از صدام تعریف میكند كه همین حالا نیز در آرشیو تلویزیونهای عراق وجود دارد. این فیلم مربوط به جلسه صدام با اعضای حزب بعث است. او در آن جلسه پس از اینكه سیگار برگش را روشن كرد، لیستی را به دست گرفت و گفت كه از میان شما تعدادی خیانت كار هستید و باید اعدام شوید. او سپس اسامی قربانیان را كه گفته میشود 40 نفر بودند با خونسردی خواند و بقیه كه مطمئن شدند نامشان در لیست نیست، از فرط خوشحالی فریاد نفدیك یا صدام(فدایت هستیم صدام !) سر دادند.

طی دو روز گذشته، به مناسبت سالروز سقوط رژیم صدام ، بسیاری از شبكههای تلویزیونی عراق، فیلمهایی را از آرشیوها بیرون كشیدهاند كه حركتها ، گفتار و برخی رفتارهای وی را چه در عرصههای داخلی و چه در روابط منطقه ای و بینالمللی او كه لطمات جبران ناپذیری به عراق زد، نشان میدهد.
در لابلای این فیلمها و آثار به جامانده از خلق و خوی دیكتاتور، چیزهایی هم به نمایش گذاشته میشود كه جز حماقت، نامی بر آن نمیتوان گذاشت.
محمد السعیدی جامعه شناس و استاد دانشكده جامعه شناسی دانشگاه بغداد می گوید، حماقت بزرگ صدام غرور و خود بزرگ بینی او بود. وی میگوید: اولین حماقت صدام این بود كه فكر میكرد، چون در خدمت به آمریكا و اسراییل كم نگذاشته، آنها دست از حمایتش بر نمیدارند و دومین اشتباه او این بود كه مغرور بود و خود را مركز عالم هستی میدانست و به همین دلیل به مشورت هیچكس توجه نمیكرد و دیگران را موظف به پذیرش بی قید و شرط دیدگاههای خود میدانست.
السعیدی میگوید: آن هنگام هم كه میتوانست در ماه ها، هفتهها و حتی روزهای آخر برای نجات كشور از اشغال بیگانگان كاری كند، بازهم از خودخواهی دست برنداشت، چرا كه او اصولا به مردم و افكار آنان اعتقادی نداشت.
این جامعه شناس عراقی میگوید اگر صدام حسین در همان ماههای آخر فضای سیاسی كشور را كمی باز كرده بود و از فشارها علیه مخالفان خود میكاست و روابط منطقهای را كمی بهبود میبخشید، شاید كار به اینجا نمیرسید.
نعمه العبادی رییس مركز پژوهشهای استراتژیك در نجف اشرف نیز معتقد است كه صدام حسین، در عین قدرت طلبی، زیاده خواهی، خشونت طلبی و بیرحمی، كارهای احمقانه زیادی هم انجام داد.
به عقیده این كارشناس مسایل استراتژیك ، او با تصفیههای درون حزب بعث، از جمله كشتار ۴۰تن از مسوولان رده بالای این حزب در اواخر دهه 70 ، كشتن عدنان خیرالله وزیر دفاع ، پسر دایی و نیز دامادهایش در دهه ۹۰میلادی نشان داد كه خوی قدرت طلبی وی به حدی است كه هیچكس را بر نمیتابد.
العبادی، سلطه جویی، دیكتاتوری و جنایات صدام را عامل اصلی تمام گرفتاری های ملت عراق ، به ویژه طی شش سال گذشته میداند و معتقد است جنگ علیه ایران و اشغال كویت دو اقدام كاملا احمقانه صدام حسین بود و بدتر از آن اینكه تمامی این تجربههای تلخ برای ملت عراق برای او درس عبرت نشد تا در تفكرات و سیاست هایش تغییر ایجاد كند و سرانجام نیز كشور را به اشغالگران سپرد.
العبادی یكی از كارهای احمقانه صدام را بیاعتنایی و اهانت به قراردادهای بینالمللی میداند كه اوج آن پاره كردن معاهده ۱۹۷۵ الجزایر میان ایران و عراق در مقابل دوربینهای تلویزیونی بود، ماجرایی كه منطقه را تا آستانه نابودی برد.

هم اكنون نیز خیلی از رفتارها و اعمال صدام ، به سوژه خنده تبدیل شده است . یكی از كارمندان قدیمی تلویزیون عراق تعریف میكند: صدام از تمجید و تعریف و تعظیم دیگران خیلی لذت میبرد. یك بار شایعه شد صدام به مریضی سختی دچار شده و او تصمیم گرفت برای خنثی كردن شایعه، شناكنان از دجله عبور كند. شبكههای تلویزیونی عراق آن شب گزارش تصویری صدام را كه در محاصره محافظان و فدائیانش از دجله گذشته بود، نشان دادند و به این ترتیب مساله شایعه هم گذشت، اما خنده دار اینجا بود كه در سالروز این اتفاق، دستگاههای دولتی و رسانه ها به مناسبت چنین روزی هرساله جشن می گرفتند.
صدام، در دوران حكومت پلیسی اش، كارهای عوام فریبانهای هم انجام داد.
حسین خبرنگار عراقی در این خصوص میگوید: صدام در حالی كه در كادر دوربین ها قرار داشت، با هدف عوامفریبی و نمایش مردمی بودن، هر ازگاهی سرزده به خانهها و منازل مردم میرفت و جالب اینكه حتما به آشپزخانه این منازل سرك میكشید و در یخچال را باز میكرد.
حسین ماجرای دیگری را تعریف كرد كه در آن صدام یك بار برای بازدید سرزده از یك مدرسه در استان دیاله رفته بود و خانم معلم طبق عرف برپا داد و همه دانش آموزان سرپا ایستادند و وقتی معلم به همان عرف معمول برجا داد و دانش آموزان نشستند، صدام فریاد كشید برپا! او سپس با نعره بلندی گفت كه این فقط صدام حسین است كه میتواند دستور نشستن بدهد. البته آن خانم معلم بعد از آن ماجرا كشته نشد، اما خانهنشین شد و دیگر مدرسه نرفت.
یكی دیگر از خاطرات دیكتاتور كه برای مردم عراق مایه خنده باقی مانده است ، همه پرسی است كه در سال ۱۹۹۵برگزار كرد و اعلام شد كه صدام حسین ۹۹ درصد آرای مثبت مردم عراق را كسب كرده است. خیلیها میگویند احتمالا آن یك درصد كشته شده اند!
عراقیها اكنون حرفهای زیادی از صدام حسین و دوران سیاه دیكتاتوری برای گفتن دارند و آرشیو فیلمهایی كه به تازگی پخش میشود، اوج بیرحمی او را علیه مردم و توهم قدرت لایزال را در او به نمایش میگذارد، با این همه، عادل یك شهروند سنی عراقی میگوید: طی شش سال گذشته چندین انتخابات و همه پرسی برگزار كردهایم و دیدیم كه با آرای مردم و جلب رضایت و نظر آنان می توان به قدرت رسید و در قدرت ماند، شاید اگر صدام هم به انتخابات و نظر مردم اعتماد میكرد و احترام قائل میشد، این همه بلا و مصیبت برای ملت عراق به ارث نمیگذاشت.
منبع: ایرنا
موصل4




