سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸
گزارش تحلیلى از ریشه هاى اغتشاشات اخیر

نگاهی به اغتشاشات و آشوب‌های روزهای گذشته از تلاش سازمان‌یافته‌ای پرده برمی‌دارد كه در ذیل سناریوی ناكام انقلاب مخملی درایران، قابل تعریف است. بی‌تردید، بررسی لایه‌های چندوجهی این پروژه كه در مقاطعی نیز به صورت مكمل هم عمل كردند بیانگر تلاشی است كه نقطه عزیمت آن ایجاد «گفتمان اعتراضی» بوده است.

گرچه این سناریو در كشورهای استقلال‌یافته شوروی سابق با اعتراض به نتایج انتخابات و تقلب درآن كلید خورده است ولیكن آنچه در همان ابتدای كار پیشبرد این انقلاب را در ایران ناكام گذاشت، وضعیت آرا بود. اوكراین و گرجستان دو كشور به دام افتاده در انقلاب‌های رنگین، برپایه نزدیكی آرای نامزدها به یكدیگر بوده است. اتفاقی كه در ایران با اختلاف 11 میلیونی عملا باورپذیری تقلب و تلاش «پرهیاهو» و«پرشتاب» برای این پروژه را با كندی‌های بسیار سختی روبه‌رو ساخت. اما اینكه قرینه‌های تلاش‌های سازمان‌یافته برای ایجاد انقلاب مخملی در ایران چه می‌باشد، بی شك باید به تطابق رفتارها و تحركات جریانات اخیر با نمونه‌های اتفاق افتاده دركشورهای مختلف پرداخت. به‌طوركلی برخی عوامل عمومی كه تاكنون در برخی كشورهای هدف انقلاب رنگی قرار گرفته بعضاً صورت مشترك داشته به صورت زیر قابل احصا می‌باشند:

 

1- نمادسازی

هدف ازنمادسازی برای بعد و حجم دادن به نیروهای هوادار و متمایز ساختن آنان به عنوان مجموعه متفاوت و مخالف می‌باشد. همچنین انگیزه بخشی به حامیان با انتخاب رنگ درجهت ترغیب آنان برای شركت در یك رویداد و یك رفتار خاص می‌باشد. این اتفاق در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با انتخاب رنگ سبز و بهره‌گیری از محصولاتی همچون تی شرت، كلاه و شال سبز و نیز به راه انداختن تظاهرات خودرویی به نماد‌های سبزظهور و بروز یافت. یكی از دلایل اصلی برای تأكید‌ برنمادسازی حك ساختن آن بر اذهان و استفاده از عنصر در دسترس بودن و قوه یادآوری می‌باشد. مضاف بر اینكه به‌دست گیری فضای تبلیغاتی شهر و تهییج بخشی میدانی نیز در این بخش كاملاً مشهود می‌باشد.

2- شكل‌دهی قطب‌بندی شدید اجتماعی

ایجاد دوانگاری‌ متضاد Binary opposition در میان توده مردم نیز یكی از روش‌های مورد تأكید‌ در انقلاب‌های رنگی است. این قطب‌بندی در حقیقت الف- برای ایجاد تخاصم میان مردم و شكل فضای نزاع بوده و ب- درچارچوب شكل‌دهی اقلیت یا اكثریت ناخشنود و عصبی قابل تصور است. رودررو قراردادن مردم و ایجاد قطب‌بندی درمیان آنها نیز برای شكستن بسیاری از هنجارهای مورد توجه جامعه و عبور از خطوط مورد احترام در زمینه تكریم نهادها می‌باشد.

3- بروزدادن گرایش‌های لیبرالی و نئولیبرالی

یكی از جان مایه‌های شكل دهی انقلاب‌های رنگی مخابره پیام گرایش به گرایش‌های لیبرالی و نئو لیبرالی می‌باشد. هدف اصلی از این علایم برای كسب حمایت‌های غربی می‌باشد. در این انتخابات تأكید‌ بر گفت‌وگوهای بی‌ قید و شرط باآمریكا و عدول از برخی ایدئولوژی‌های انقلاب همچون نحوه مواجهه با رژیم صهیونیستی در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

4- سازماندهی تشكیلاتی

تعریف نقش برای اعضای ستاد و نیز اعطای ماموریت به نیروها، نیازمند سازماندهی قوی و منسجم می‌باشد. نیروهای دوم خردادی درپیش ازانتخابات با به راه انداختن كارناوال‌ها و اردوهای خیابانی «فضا سازی»،

«تهییج‌انتخاباتی»،«رعب‌تبلیغاتی»،«كمیته صیانت ازآرا»، «كمپین سخنرانی»،«پوشش‌های نمادین»،«تظاهرات خودرویی» بخشی از سازماندهی‌های خود را برای پیروزی درانتخابات نمایان ساختند. همچنین در بخش اغتشاشات خیابانی نیز این جریان ساماندهی كاملاً دقیقی را مورد توجه خود قرار داد. تشكیل كمیته‌های «عملیاتی،«محوربند»، « رسانه‌ای - عملیات روانی»،«مالی و پشتیبانی» نیز از جدی‌ترین اقدامات در این زمینه بوده است. نحوه درگیری‌های خیابانی و سازماندهی اراذل و اوباش و مسلح ساختن آنان به انواع سلاح‌های سرد و گرم بخشی از تلاش‌های صورت گرفته دراین بخش بوده است. بی‌گمان تدارك و سازماندهی دستاویزی ( تاكتیكی ) برای كانونی كردن فشار بر روی حكومت و واداشتن آن به گردن نهادن به خواست آنان بوده و می‌باشد. این جریان تلاش دارد تا با این فشار انتخابات را باطل ساخته و شرایط جدید را برای ادامه تحركات خود فراهم سازند. تأكید‌ یك مقام سیاسی مبنی بر اینكه ابطال انتخابات كف خواست‌های میرحسین موسوی می‌باشد بیانگر سارماندهی برای فشار جهت رسیدن به منویات اصلی می‌باشد.

5- هزینه‌های سنگین مالی

تامین هزینه پوسترها،بنرها،عقد قرارداد با شبكه‌های ماهواره‌ای و تهیه البسه تبلیغاتی بی تردید از هزینه‌‌كرد سنگینی پرده برمی‌دارد كه سامان یافته بودن آنها از چشم هیچ ناظر سیاسی پنهان نیست. حضور اسپانسرهای مالی و فعالان اقتصادی درحوزه نفت،محصولات روغنی،فعالان عرصه ساخت و ساز و نیز انتشار برخی شایعات مبنی بر حمایت‌های مالی خارجی مواردی بودند كه ساماندهی كاملا حرفه‌ای را ظهور و بروز دادند.

6- دموكراسی‌خواهی و حقوق شهروندی

نحوه فعالیت این جریان و مقاصد پنهان آنها نیز در لفافه « دفاع از دموكراسی و حقوق بشر »، «حقوق شهروندی‌»،«عدالت‌گرایی» پوشانده شد تا دلیل واقعی در افتادن آنان با حكومت كتمان شود. بی تردید به‌دست آوردن حمایت‌های مردمی‌با اتخاذ تاكتیك «دنیای وانموده» و قلب حقایق از جمله مواردی بود كه برای پنهان نگاه داشتن نیات واقعی اتفاق افتاد.

7- نفوذ درسیستم سیاسی

یكی از روش‌های جریان مزبور برای انقلاب رنگی خود نفوذ درسیستم سیاسی برای رسیدن به چند هدف عمده بوده است. هدف اول دسترسی به اطلاعات محرمانه مسؤولان برای ایجاد فشار روی آنها بوده است. حمله به منازل برخی از مسؤولان وزارت كشورونیزانتشار شماره تلفن‌های همراه آنها در اینترنت دراین راستا قابل ارزیابی است. هدف دوم اما به‌دست آوردن اطلاعات میدانی برای تحركات خیابانی بوده است. این اطلاعات بی گمان بخشی از اغتشاشات خیابانی را پشتیبانی اطلاعاتی نمود.

8- القای شبهه تقلب پیش ازانتخابات

یكی دیگر از روش‌های به‌كارگرفته شده توسط جریان مزبورادعای تقلب در انتخابات با یك پیش فرض بوده است. پیش فرق مطلق انگاری در این چارچوب شكل گرفت كه پیروز انتخابات مهندس موسوی بوده و اگر هر انتخاب دیگر صورت گیرد به معنای تقلب در انتخابات می‌باشد. گرچه این القا زمینه‌ای برای آغاز اغتشاشات خیابانی بود ولیكن در ورای خود مشروعیت‌زدایی از دولت حاكم را نیز هدف گرفت. به این معنا كه با اعلام پیروزی خود قبل از پایان رأی گیری دولت حاكم را غیرقانونی اعلاك كرده و شدت و اقتدار رأی به‌دست آمده توسط وی را خنثی سازند.

9- حمایت‌های خارجی

تأكید‌ رسانه‌های خارجی مبنی برانجام تقلب در انتخابات ایران و حمایت از آشوب‌های خیابانی با توجیه نادیده انگاشته شدن رأی مردم، حمایت‌های بیگانگان از انقلاب رنگی جریان مزبور را عیان ساخت. بی شك آشفته ساختن فضای سیاسی جامعه،كسب مساعدت بین‌المللی، ایجاد فشار به حكومت از سوی بیگانگان تحت عناوینی همچون جریمه‌های دیپلماتیك، سیاسی و اقتصادی و كاهش به رسیمت شناختن رئیس‌جمهورمنتخب از جمله كارویژه‌های نیروهای بیگانه می‌باشد. از دیگر سو آنچه كه درتمامی‌انقلاب‌های رنگی به عنوان وجه مشترك مطرح است حمایت كشورهای خارجی و تكیه بر برخی از منابع آنها می‌باشد. به‌طورمشخص بر اساس مشاهدات شهروندان تهرانی سفارتخانه‌های كشورهای انگلیس، فرانسه و استرالیا در آشوب‌های روز شنبه تهران به آشوب‌طلبان و تروریست‌هایی كه از بیم دستگیری متواری بودند، پناه دادند. باتوجه به اخبارمزبوركاملاً می‌توان دریافت جریان مزبور پایی نیز در كسب حمایت‌های بیگانگان و فضاسازی‌های بین‌المللی آنان دارد.

موارد گفته شده گرچه بخشی از تطابق اغتشاشات اخیر و تلاش جریان انتخاباتی برای انقلاب رنگی با نمونه‌های انجام شده می‌باشد اما ناكامی‌آن می‌تواند عبرت‌های گرانقدر را به تصویر بكشد كه جریان مزبور با تسلیم شدن در برابر خواست و اراده ملت می‌تواند به دامان نظام بازگردد. اولین این عبرت‌ها، هوشیاری مردم می‌باشد. مردمی‌كه دلبستگی خود به نظام را نشان داده و ثابت كردند چهره‌ها را حتی از پشت نقاب نیز خوب می‌شناسند. گرچه نسل جوان ما نیز دوره‌های ابتدای انقلاب و جریاناتی همچون بنی صدر را تجربه نكرد اما اتفاقات اخیر یك نوع لمس شدگی تاریخی را برای آنان به نمایش گذاشته و تاریخ را برایشان به تصویر كشید. درحقیقت می‌توان گفت با توجه به این اوصاف نسبت به بیمه شدن نسل كنونی انقلاب درمقابل خط نفاق باید امیدوار بود. عبرت دیگر اما باید به نقش رهبری و ولایت فقیه در مدیریت چالش‌ها و نابسامانی‌های كشور اذعان داشت. براستی كسانی كه روزگاری از نهادهای انتخابی - انتصابی سخن گفته و به دنبال تك پایه ساختن حاكمیت بودند،اقرار دارند كه اگر جایگاه رهبری نبود هم اینك اهتزاز پرچم‌‌های رنگی را باید در كشور به نظاره می‌نشستیم؟. نعمت ولایت بی‌شك عنایتی الهی است كه اگر جز این بود آن پیر فرزانه نمی‌گفت كه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد.

 

منبع: فارس

 

موصل4

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: