همزمان با بازگشت اسیران جنگ تحمیلی به ایران، نام روحانی مجاهد و آزاده حجت الاسلام والمسلمین حاج سید علی اکبر ابوترابی(رحمه الله علیه) در جای جای کشور اسلامی پیچید. آزادگان تازه از بند رسته با شور و حرارت فراوان از ویژگی های منحصر به فرد و نقش بی بدیل او در رهبری و مدیریت دوران سخت اسارت می گفتند.
البته با وجود استقبال گرم اقشار مختلف از این سخنان، به دلیل فضای خاص سیاسی کشور و تاملات قابل درک آن زمان و همچنین حضور ایشان در صحنه های سیاسی و اجتماعی، هیچ وقت به طور مبسوط و مستقل بررسی نشد که راز این موفقیت و رهبری در دوران اسارت چه بوده است.
در پی ارتحال زودهنگام و جانسوز آن بزرگمرد در 12 خرداد 1379، بار دیگر، نام ابوترابی(رحمه الله علیه) در سراسر کشور طنین افکن شد و رهبر معظم انقلاب طی پیامی فرمودند:
"... پس از سال ها حضور در میدان ها مبارزه ای دشوار با نظام طاغوتی و پس از مشارکت شجاعانه در صحنه جنگ تحمیلی، سال های دراز، محنت اسارت در دست دشمن نابکار و فرومایه را چشید و مبارزه ای دشوارتر از گذشته را در اردوگاه هایی آغاز کرد که او در آنها همچون خورشیدی بر دل های اسیران مظلوم می تابید و چون ستاره درخشانی هدف و راه را به آنان نشان می داد و چون ابری فیاض، امید و ایمان را بر آنان می بارید ...".
حال وهوای مردمی مومن که غمگینانه جسم پاک آن اسوه صفا و صداقت را بر دوش خود مشایعت می کردند، حاکی از عمق فاجعه از یک سو و قدرشناسی امتی غیور از خدمتگزاران صادق و قهرمانان راستین خود، از سوی دیگر بود.
پیام تسلیت معاون سازمان بین المللی صلیب سرخ در این ضایعه، گواهی راستین بر چهره انسانی، عظمت روحی و اخلاقی و قدرت تاثیرگذاری این مرد بزرگ بود.
این نوشتار در پی یافتن پاسخی برای این سوال است که در شیوه و تدبیر ابوترابی(رحمه الله علیه) که به رغم محدودیت ها و سختی های فراوان اسارت، موفقیت های چشمگیری به همراه داشت - حاصل چه عواملی بوده است؟
ترسیم و تبیین فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اسارتگاه ها و بیان مشکلات محیط اسارت، پیش نیاز هرگونه سخن از شیوه اداره و رهبری در آن دوران است. مشکلات اصلی محیط اسارت را می توان به این صورت دسته بندی کرد:
اول: برخورد خشن و دژخیمانه و سرکوبگرانه دشمن بعثی و در نتیجه، ورود ضایعات و آسیب های جسمی و روحی و روانی فراوان به اسیران ایرانی.
در این خصوص، سخنان و مصاحبه های آزادگان و آشنایی ملت ایران و جهانیان با جنایت ها و اعمال وحشیانه رژیم بعثی حاکم بر عراق ما را از توضیح و اطاله کلام بی نیاز می کند اما بیان این نکته ضرورت دارد که در کنار آزار و اذیت ها و شکنجه های جسمی کمبودها و محدودیت های رفاهی در زمینه های بهداشتی، خوراک، پوشاک و ... شکنجه ها و فشارهای روحی و روانی تحمیل شده از طرف ماموران عراقی، به مراتب سخت تر و شکننده تر بود. به عنوان نمونه، می توان از محدودیت شدید آزادی های مذهبی نام برد که سختی محیط را برای اسرا دو چندان می کرد.
دوم: بروز یاس و ناامیدی، ضعف ایمان و کاهش طهارت روح در محیط اسارت، که ناشی از عواملی چون عدم تنوع، بی خبری از آ ینده، نبود تصویر روشن از سرنوشت افراد و سایر محرومیت های محیط اسارت بود.
فضای اردوگاه بخش جدا شد ه ای از جهان خارج بود و اسیران ایرانی از هرگونه اخبار و اطلاعات در خصوص کشورشان - بویژه حوادث جنگ - بی خبر بودند. در این میان، نامه های خانواده های ایرانی به فرزندانشان هم سانسور می شد. گاهی، اتفاق می افتاد که اسیران با گذشت چند سال حتی یک نامه هم دریافت نمی کردند. یکنواختی و تکراری بودن محیط نیز طاقت فرسا شده بود. روزها و هفته ها و سال ها می گذشت و همان فضا با همان افراد در کنار هم بودند. چنین شرایطی، به طور طبیعی، یاس و ناامیدی و خستگی و ملالت را در پی دارد و می تواند اسیر را از پای درآورد.
سوم: بروز اختلافات فردی و جمعی، کج خلقی ها و عدم تحمل یکدیگر، از دیگر آسیب های چنان محیطی بود.
اجتماع گروه های مختلف سنی (پیران، جوانان، نوجوانان)؛ گروه های مختلف نژادی و زبانی شامل فارس، ترک، کرد، عرب و ...؛ گروه های مختلف اجتماعی مانند یهودیان بسیجی و داوطلب، افراد شهروند و غیرنظامی (که در جاده ها و شهرها به دام افتاده بودند)، نیروهای نظامی با اصناف مختلف خود و حتی در مواردی کسانی که مرتکب جرایمی شده بودند و برای فرار از عدالت به قصد پناهندگی به عراق آمده بودند و عراقی ها که شدیدا به بالابردن آمار اسیران نیاز داشتند با رد درخواستشان آنان را به اردوگاه ها گسیل داشته بودند، می توانست مشاجرات و اختلافات و منازعات بزرگ و شکننده ای را در یک محیط کوچک، در پی داشته باشد؛ از طرفی، دشمن نیز در دامن زدن به این مسائل کوتاهی نمی کرد.
چهارم: امکان بروز ضعف و سستی در مواضع انقلابی و مقاومت اسیران ایرانی در مقابل دشمن بعثی بود؛ بویژه پس از فرسایشی شدن جنگ و طولانی شدن مدت اسارت.
پس از پیروزی های رزمندگان مسلمان ایرانی در سال های 1361 و عقب رانده شدن متجاوزان از بخش های مهمی از خاک کشورمان، تبلیغات رژیم عراق مبنی بر صلح و دوستی شروع شد و کم کم با فرسایشی شدن جنگ، این تبلیغات حالت گسترده تری به خود گرفت. اسیران ایرانی در معرض این تبلیغات بودند. در مواردی هم سخنرانانی را به اردوگاه ها می آ وردند که بر این نکته تاکید می کردند که دولت عراق خواهان صلح است و دولت ایران از پذیرش سرباز می زند.
در چند مقطع از دوران جنگ، رژیم عراق تبلیغاتی را درباره آزادی اسیران جنگی به راه انداخت؛ بویژه پس از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی جمهوری اسلامی ایران، موضوع آزادی اسرا در راس تبلیغات آنان قرار گرفت و این می توانست عامل موثری در بروز بی اعتمادی اسیران نسبت به مواضع دولت و در نتیجه سستی و ضعف آنان در روحیه انقلابی و مقاومت و بی توجهی به خواسته های دشمن باشد.
برای رویارویی با مشکل اول، بخش عظیمی از اسیران ایرانی - بویژه نیروهای بسیجی و داوطلب - چاره را در مبارزه مستقیم و رودررویی آشکار می دیدند و به این منظور با اعتراض های جمعی، برپایی مراسم نماز جماعت، اصرار بر برخی ظواهر دینی و خواسته های جزیی دیگر در مقام مقابله بر می آمدند. نظامیان عراقی نیز با بهانه قرار دادن این اعمال، که از نظر آنان خلاف مقررات و تمرد محسوب می شد، به اقدامات قهر آمیز و سرکوبگرانه دست می زدند. در این راستا، چه بسا تعدادی از اسیران ایرانی نیز مجروح یا شهید می شدند. اینها واقعیاتی است که آن اوایل در اردوگاه ها رخ می داد که اگر تا پایان اسارت ادامه می یافت، به یقین تعداد زیادی از فرزندان ملت ایران دچار نقص عضو و آسیب های شدید جسمی می شدند و برخی نیز جان می باختند.
در این میان، تعداد اندکی نیز بودند که تسلیم و سازش و تن دادن به خواسته های دشمن را راه نجات از فشارها و شکنجه های آنان می دیدند. اما این حاج سیدعلی اکبر ابوترابی(رحمه الله علیه) بود که اسیران ایرانی را ضمن پافشاری بر ارزش ها، دعوت به هوشیاری، ضبط نفس و پرهیز از هرگونه تلاش و رودررویی مستقیم با سربازان و ماموران عراقی می کرد. او پیوسته برحفظ سلامت جسمی و روحی فرزندان ملت ایران تاکید داشت و به اصل اعتقادی تقیه استناد می نمود.
برای اهل نظر و احیانا بعضی از مدعیان، به حدیث شریف رفع(1) استناد می کرد و می گفت: به عنوان اسیر تکلیفی برای مبارزه و رویارویی مستقیم ندارید. از سویی، باید شرایطی فراهم سازید که از دشمن بهانه هرگونه صدمه زدن و آسیب رسانی به شما و برادرانتان را بازگیرد. دشمن باید ظاهر شما را آرام و بی خطر ببیند، ولی در درون و مخفیانه برنامه های انقلابی و مذهبی خود را اجرا کنید. برخورد شما با عراقی ها باید مورد رضای خدا و براساس اسلام، شعور، دقت و صلاح خودتان باشد، نه از روی احساسات و شور و هیجان.
آثار وبرکات این روش و منش فکری
تدبیر خدایی و مشی هشیارانه این مرد دانا و با خرد، به تدریج به اردوگاه های مختلف اسیران ایرانی سرایت کرد و بن بست ها و گره های فراوانی را گشود. اسیران ایرانی نحوه برخورد با دشمن را بر این مبنا طرح ریزی کردند که آثار و برکات زیادی در پی داشت از جمله:
1 .کاسته شدن از فشارها و شکنجه های دشمن و در نتیجه حفظ سلامت جسمی و روحی آنان
2. تغییر شرایط اردوگاه ها به نفع اسیران ایرانی، در جهت بهره گیری از امکانات محدود آموزشی، ورزشی و ... به خاطر آرامش به دست آمده و کاهش حساسیت های زندانبانان عراقی
3. عدم گرایش برخی افراد ضعیف به دشمن؛ به دلیل همین حرکت متعادل و قابل تحمل شدن اوضاع و احوال و سلب هرگونه بهانه از آنان
یک سوال جدی
آیا دعوت به آرامش و پرهیز از رودررویی با سربازان بعثی، به معنای سازش و تنزل از اصول و ارزش های انقلاب و دفاع مقدس بود؟
مشی و تدبیر ابوترابی(رحمه الله علیه) در برخورد با دشمن تدبیری آگاهانه و براساس بینش مکتبی و تجربه زندان ساواک در دوران رژیم شاهنشاهی در ایران بود. او در تمامی سخنان و ارتباطات روزمره خود اسرای ایرانی را به استقامت، همراهی با ملت شریف ایران و رزمندگان جبهه های جنگ دعوت می کرد و از رهبری حضرت امام(قدس سره) و نظام جمهوری اسلامی با شجاعت و صراحت تمام دفاع می کرد.
برای مثال، در برهه ای از اسارت، جمعی از فرزندان ملت ایران در سلول های بغداد تحت فشار شدید عراقی ها قرار گرفتند. عراقی ها از آنها می خواستند که علیه نظام جمهوری اسلامی و در مخالفت با استمرار جنگ مصاحبه کنند البته با فشارهای طاقت فرسای دشمن پذیرش این خواسته از سوی آنان بعید نیز نبود. سیدبزرگوار و شجاع ما در ملاقات با این آزادگان به آنان توصیه کرد که اگر در مصاحبه مطلبی علیه نظام و جنگ بگویید و تن به خواسته آنها بدهید شما را رها نمی کنند و از این به بعد با هر بهانه ای برای تکرار آن به سراغتان خواهند آمد پس همین حالاو در ابتدای کار استقامت کنید و برای همیشه آنان را ناامید سازید. اگر با اصرار و فشار شما را جلوی دوربین بردند، فقط سلام و احوالپرسی با خانواده و بستگان داشته باشید و مطالبی بگویید که ارزش سیاسی نداشته باشد پس از مصاحبه اگر شما را اذیت هم کردند ارزش دارد چون دیگر هوس چنین سوءاستفاده هایی را نمی کنند.
همین طور هم شد آن افراد محترم و آبرومند خلاص شدند و خواسته دشمن بی سرانجام ماند.
ابوترابی در همه مناسبت های انقلابی و اسلامی برای اسیران ایرانی - البته با حفظ اصول مخفی کاری و احتیاط - مواضع اسلامی و انقلابی صریح خود را بیان می کرد.
پرسش دیگر
آیا آزادی نسبی و امکان تماس و تاثیرگذاری آن بزرگوار بر اسیران ایرانی به معنی محدود نبودن و نبود فشار بر ایشان بوده است؟
وجود فضای نسبتا مناسب برای فعالیت ابوترابی(رحمه الله علیه) در اردوگا ه های اسارت مرهون برخورد توام با متانت، هوشیاری، معنویت، توکل، توسل، تدبیر و موقعیت شناسی ایشان بود. او در رسیدن به اهداف خود صبور بود و از تحمل هرگونه فشار و توهین و آ زار دشمن ابا نداشت. در تائید این سخن، خواننده را به حکایت زیر توجه می دهیم: ابوترابی(رحمه الله علیه) را در برابر چشم اسیران موصل دو (آسایشگاه یازده) سخت شکنجه کردند، اما جز صدای یا زهرا چیزی از او نشنیدند. آن گاه به خاطر صدمات وارده او را در درمانگاه کوچک اردوگاه بستری کردند.
افسر ارشد عراقی که به خاطر کرامات حاج آقا نوعی دلبستگی به او یافته بود، ناباورانه در چنین حالی با او ملاقات کرد ولی سید علی رغم اصرار وی هرگز از ظلم زیر دستانش لب به شکوه نگشود و بدین سان تمام سربازان و درجه داران قسی القلب را شرمنده اخلاق کریمانه اش ساخت. تحمل و بردباری و هوشیاری این مرد باعث می شد که از هر حادثه ای به نفع اهداف خود استفاده کند.
او چون عالمی آگاه و باتجربه و روانشناسی کارآزموده، راه حل تمام معضلات روحی و اجتماعی اسارت را در ترویج معارف قرآنی و پیگیر ی کلاس های نهج البلاغه و انجام عبادت های عاشقانه و خواندن دعاهای ماثوره می دانست. نمازهای عاشقانه، سجده های طولانی، گریه های عارفانه در دعای کمیل، ندبه های جانسوز در فراق امام عصر(عج)، صحنه های زیبا و جذاب شخصیت ابوترابی بود که از او الگویی عملی برای اسیران ساخته بود و حتی ماموران دشمن را مجذوب و شرمنده می کرد.
توصیه به ورزش برای سلامت جسم، حفظ حرمت افراد، ترغیب به درس و مطالعه و بهره وری از امکانات محدود موجود در اسارت، از روش های مستمر ایشان بود. او در یکی از پیام های خود به برادران اسیر چنین فرمود:
"برادرانمان را به خواندن قرآن و نهج البلاغه و فرا گرفتن آن دو گنج گرانبها و آموزش عربی و انگلیسی تشویق کنیم که سرگرمی به درس بهترین راه بهره برداری از فرصت فعلی است. مخصوصا، برای دلگرمی افراد در این رابطه باید نهایت سعی را داشته باشیم. افراد متعهد وظیفه دارند وقت خود را صرف تقویت روحیه افراد ضعیف کنند و به خاطر عدم تاثیر احتمالی نباید نگران باشیم، چرا که ما در پی ادای وظیفه ایم."
اختلاف فردی و جمعی و تحمل نکردن یکدیگر
علاوه بر محدودیت های ذاتی محیط اسارت، ترکیب متنوع جمعیتی اسیران ایرانی می توانست عامل مهمی در بروز ناهنجاری ها و مشاجره ها در اردوگاه باشد. مشاجراتی که طبیعتا مقاومت اسیران را درهم می شکست و قدرت تخریب فشارهای دشمن را دو چندان می ساخت.
با ابتکار ابوترابی عزیز، محبت و احسان و سایر کرامات اخلاقی چنان پررنگ شد که همه آن ظواهر در مقابل زیبایی آن رنگ باخت. برای مثال او افراد سالخورده را ارج می نهاد و شروع مراسم و حسن ختامش را به آنان می سپرد. از آنان برای رفع کدورت ها و حل اختلافات بهره می برد و بدین سان هم آ رامش خاطر ایشان را فراهم می ساخت و هم از دغدغه اجتماعی و فکری دیگران می کاست.
در مراسم هفته وحدت پیشگام بود و حتی احترام به صاحبان مذاهب غیراسلامی را سفارش می کرد و بدین سان از بروز اختلاف جلوگیری می کرد.
عیادت از افراد مریض و رسیدگی به نیازهای آنان و تفقد از نیازمندان را در حد امکانات محدود اسارت، هیچ وقت فراموش نمی کرد و سایر اسرا را نیز قولاو عملابه این کار سفارش می کرد.
تمام افراد، فارغ از رسته و دسته پایگاه اجتماعی و جایگاه علمی ای که داشتند، از مهر و محبت سرشارش طرفی می بستند و بهره ای می بردند. با ارشاد آن بزرگوار در صبحدم عیدهای نوروز و فطر، تمامی اسیران با یکدیگر دیدار و مصافحه می کردند. راستی که سرور و هیجان و تبادل محبت و عشق دو سویه آزادگان، حسادت عراقی ها را بر می انگیخت.
این سنت حسنه هم کینه ها را از سینه ها می زدود و هم افقی روشن در فضای تاریک اسارت برای زندگانی توام با امید و آرامش می گشود. در یک کلام، منش الهی ابوترابی(رحمه الله علیه) مخالفان را به موافق تبدیل می کرد و در بسیاری از اوقات سربازان و نیروهای به ظاهر مسلط دشمن را نیز اسیر خویش می ساخت و همین نکته راه را برای پیشبرد تدابیر مومنانه اش باز می کرد. خالی از لطف نیست اگر بدانیم او چنان این بنا را پی ریزی می کرد که حتی با انتقالش از اردوگاه پابرجا بود و اسرا وارثان خوبی برای استمرار مسیرش بودند.
ابوترابی خود از چهره های روحانی بود که در مبارزه با رژیم طاغوت و سلطه اجانب بر کشور شرکت فعال داشت، وی در نجف اشرف، با راه و مرام امام خمینی(قدس سره) آشنا شده بود و در ترویج اندیشه های ایشان، از جمله چاپ و توزیع سخنرانی ها و اعلامیه های امام(قدس سره) فعال بود. دوستان صمیمی و مبارز ایشان، مردان استوار و خوش عاقبتی چون شهید رجایی، شهید اندرزگو و ... بودند. در رسیدگی به خانواده های زندانیان سیاسی، فعال و در انجام اقدامات خطیر، بسیار شجاع بود و مدتی را نیز در کنار برخی عالمان بزرگ انقلابی در زندان قصر گذرانده بود.
ابوترابی، در تمام دوران محنت بار و طاقت فرسای اسارت که به لحاظ شناخته شده بودن بر ایشان فشار دو چندان می آورد، به عهد خویش با اسلام و امام وفادار ماند. در مقام یک روحانی هرگز از تبلیغ احکام و دستورات شرع کوتاهی ننمود. در مقام یک مبارز سیاسی فهیم، نسبت به حوادث و مناسبت های اسلامی و انقلابی بهترین معارف و تحلیل ها را در محیط بسته اسارت به اسیران هدیه می کرد و در مقام یک رزمنده سلحشور و بینش مند، وقایع و حوادث جنگ تحمیلی را به زیبایی تحلیل می نمود. بیشتر اسیران به اقتضای شرایط سنی یا شرایط اجتماعی خویش، آگاهی زیادی از ابعاد مختلف وجودی امام(ره) و چگونگی شروع قیام و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی نداشتند و این آگاهی ها را مرهون روشنگری های آن عالم وارسته بودند.
فریادهای یا مهدی و یا زهرای آن یار وفادار امام(قدس سره) در اردوگاه موصل دو به هنگام تحمل شکنجه های طاقت فرسای از خدا بی خبران بعثی، هرگز از یادها نمی رود و این درحالی است که دشمن از او تقاضای برائت از امام(قدس سره) را داشت. او می فرمود: این خواسته دشمن مبنی بر انجام مصاحبه و نوشتن مقاله در اعتراض به استمرار جنگ و نقد موضع نظام اسلامی، بارها از سوی مقامات ارشد نظامی عراق طرح شد و او شجاعانه و هوشمندانه به آنان پاسخ منفی داد.
آن عزیز سفر کرده شعار را با شعور درآمیخته بود و در عین پافشاری بر اصول و ارزش های دینی و ملی، از هر فرصتی برای فراهم ساختن زمینه آرامش و حفظ سلامت روح و جسم اسیران بهره می جست. در همین راستا، رفتار کریمانه ایشان با ماموران سازمان جهانی صلیب سرخ منشاء بسیاری از برکات و ارائه خدمات آموزشی، بهداشتی، رفاهی، ورزشی، علمی و ... به اسیران بود و این نکته را از پیام تسلیت معاون این سازمان در زمان ارتحال ایشان به راحتی می شود فهمید.
پی نوشت :
1-در حدیثی از پیامبر اعظم(ص) وارد شده است که تکلیف در نه چیز از امت من برداشته شد از جمله آن جایی که به اکراه و اضطرار دچار شوند. محقق نراقی، مستندالشیعه، ج 4، ص 259
موصل4




