چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۸
امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر معظم انقلاب هر توطئه‌ای را خنثی خواهد كرد

دهم شهریورماه سالروز شهادت شهید محمود كاوه است. وی در سال ‌١٣٤٠ هجری شمسی در مشهد متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار می‌آمد، در دوران ستمشاهی، با علماء و روحانیون مبارز از جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شهید هاشمی‌نژاد و شهید كامیاب ارتباط داشت. وی كه برای تربیت فرزندش اهمیت زیادی قایل بود محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبی می‌برد.

شهید كاوه دوران تحصیلات ابتدایی خود را در چنین شرایطی سپری كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، این بود كه وی را در سلك صالحان و پیروان واقعی مكتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبی و مشورت پدر وارد حوزه علمیه شد و همزمان، تحصیلات دوران راهنمایی و دبیرستان را نیز ادامه داد.

با شروع جریانات انقلاب، او كه جوانی بانشاط، فعال و مذهبی بود با شركت در محافل درسی مسجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبی(ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نیروهای مبارز بود، از هدایتها و تعالیم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بهره‌های فراوانی برد و ره توشه‌های همین تعالیم را با خود به محیط دبیرستان و میان دانش‌آموزان منتقل می‌نمود. او در دبیرستان به عنوان محور مبارزه شناخته می‌شد. با علاقه وافر، به پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی(ره) می‌پرداخت و فعالانه در راهپیمایی‌ها و درگیری‌های زمان انقلاب شركت داشت.

فعالیتهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، شهید كاوه جزو اولین عناصر مومن و متعهدی بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یك دوره آموزش شش ماهه چریكی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن برای حفاظت از بیت شریف حضرت امام خمینی(ره) در یك ماموریت شش ماهه به تهران عزیمت كرد و با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهه‌های جنوب اعزام شد. مدتی بعد به علت نیاز شدیدی كه پادگان به مربی داشت، او را برای آماده‌سازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند.

 

شهید كاوه در كردستان

علی‌رغم اینكه برای آموزش نیروها اهمیت بالایی قایل بود و مسئول مستقیم او زیاد تمایل نداشت وی را (كه از مربیان دلسوز و قوی محسوب می‌شد) به جبهه اعزام كند، اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتی بود تا رودرروی دشمن قرار گیرد و در صحنه‌های كارزار انقلاب و ارزش‌های آن عملاً دفاع كند. بنابراین در اولین فرصت با جلب رضایت فرمانده پادگان با شور و شوقی فراوان به دیار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهك‌ها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود)، عزیمت كرد.

او كه به همراه تعدادی از برادران پاسدار جهت آزادسازی شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دلیل لیاقت‌ها و مهارت‌هایی كه داشت، در همان ابتدا به عنوان فرمانده یك گروه دوازده نفره انتخاب شد.

شهید كاوه در این منطقه برای مبارزه با ضدانقلاب - كه از حمایتهای خارجی برخوردار بود و با جنایاتی هولناك، توطئه شوم جدایی ان نقطه از میهن اسلامی را در ذهن می‌پروراند - شب و روز نداشت و به دلیل تلاش بسیار زیاد، جدیت و پشتكار، شجاعت و روحیه شجاعت‌طلبی كه داشت، در مدت كوتاهی به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و در این زمان با ناباوری همگان همراه تعداد كمی نیرو، عملیات

آزاد سازی منطقه مرزی بسطام را با شهامت غیرقابل وصفی طرح‌ریزی و‌٤٥ كیلومتر جاده مرزی را طی یك مرحله و در عرض ‌٢٤ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضدانقلاب آزاد كرد.

ضدانقلاب كه با برخورداری از سلاح و امكانات ونیروی رزمی فراوان،عرصه را برای نیروهای نظامی و انتظامی تنگ كرده بود و جنایات فجیعی مرتكب می‌شد، باورود جوانان دلیر و متعهدی چون شهید كاوه به صحنه عملیات،به این نتیجه رسید كه ماندن در كردستان برایش سنگین تمام خواهد شد.

شهید كاوه و همرزمانش با عملیات پی در پی، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستاصل كرده بودند تا جایی كه ضدانقلاب در اوج استیصال و درماندگی برای زنده یا مرده او جایزه تعیین كرده بود.

نقش شهید در تیپ ویژه شهدا

به دنبال عملیات سرنوشت‌ساز نیروهای سپاهی در محورهای مختلف كردستان و همزمان با تشكیل تیپ ویژه شهدا (كه فرماندهی آن بر عهده شهید ناصر كاظمی بود) شهید كاوه به عنوان فرمانده عملیات این تیپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهی از فعالیت او در این مسئولیت (كه با آزادسازی بسیاری از مناطق همراه بود) آوازه تیپ ویژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب‌ها را متحیر ساخت كه به كلی روحیه خود را از دست دادند و در مقابل هر یوریش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و می‌دانستند كه مقاومت در مقابل این یگان جز خسارت و نابودی ثمری نخواهد داشت.

آزادسازی سد بوكان و جاده ‌٤٧ كیلومتری آن، آزادسازی جاده صائین‌دژ به تكاب، پاكسازی منطقه كیلر و اشتوزنگ ،آزادسازی محور استراتژیك پیرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزیت و نقطه ثقل ضد انقلاب بشمار می‌آمد و منجر به انهدام مركز رادیوئی آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه آلواتان وآزادسازی زندان دوله‌تو و هلاكت بیش از ‌٧٥٠ نفر از ضدانقلاب شد،از جمله نبردهای تهاجمی بود كه توسط شهید كاوه و همرزمانش در تیپ ویژه شهدا طرح‌ریزی و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملیاتی كه بوسیله این شهید علیه ضدانقلاب فرماندهی شد ، آن قدر زیاد است كه ذكر نام تمامی آنها در این مختصر میسر نیست.

او كه پس از شهادت سرداران رشید اسلام، شهید ناصر كاظمی ، شهید محسن گنجی زاده وشهید محمد بروجردی در خرداد‌١٣٦٢ رسما به فرماندهی تیپ منصوب شده بود، با تلاش همه جانبه برای آموزش،سازماندهی و آماده‌سازی نیروها از هیچ كوششی دریغ نمی‌ورزید.

بنا به صلاحدید فرماندهی محترم سپاه در تاریخ ‌٢٩/٤/١٣٦٢ تیپ ویژه شهدا مأموریت یافت تا در عملیات برون‌مرزی والفجر ‌٢ كه در منطقه حاج عمران انجام می‌گرفت، شركت نماید. در این عملیات شهید كاوه با هدایت قوی رزمندگان، اهداف از پیش تعیین شده تیپ از جمله ارتفاعات ‌٢٥١٩ را با موفقیت به تصرف درآورد.

همزمان با عملیات والفجر ‌٤ ماموریت پاكسازی محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمكراتها و منافقین) به این تیپ واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور نیز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزی كوه سیر، قوری، تالشو روستای اسلام‌آباد، مركز رادیویی منافقین و مقر دمكرات‌ها را تصرف كردند.

تیپ ویژه شهدا سال ‌٦٣ در عملیات بدر همراه با سایر یگانهای سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ ‌٢٣/٤/٦٤ در عملیات قادر (همراه با یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدكان عراق باعث بر هم زدن آرایش نظامی دشمن شد. همچنین در عملیات پشتیبانی والفجر ‌٩ كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قوای دشمن و تصرف بخشی از خاك آنان نقش موثر داشت، كه هر كدام نشانی از دلاوریها و حماسه‌آفرینی شهید كاوه و یارانش را در خود ثبت كرده است.

ویژگیهای اخلاقی

صفات ارزنده و ویژگی‌های ایمانی این شهید باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهمیتی كه كردستان برای وی داشت خود را فرزند كردستان معرفی می‌كرد. روحیه والا و انساندوستی او به قدری در اطرافیان اثر می‌گذاشت كه با وجود تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد جو مسموم علیه آن، شهید و یگان تحت امرش، هنگامی كه به درجه رفیع شهادت نائل شد،مردم مهاباد با پای برهنه زیر پیكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سینه می‌زدند و اشك می‌ریختند و ضدانقلاب را نفرین می‌كردند.

او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مومنان بیان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَی الكُفّار رُحَماء بَینَهم»، در قلب مردم و نیروها جای گرفته بود و هیچ انگیزه‌ای جز خدمت به انقلاب و احیای ارزشهای الهی نداشت.

شهید كاوه در عین حال كه تمام اوقاتش را برای مبارزه به كار می‌بست، از پرداختن به تكالیف دینی و انجام مستحبات نیز غافل نبود. او از مروجین قرآن كریم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب، آیات جهاد را تلاوت می‌كرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسیر می‌كرد.

روحیه اطاعت‌پذیری و ولایتی، هوش سرشار و چابكی در عملیات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بی‌باكی، ساده زیستی و صمیمیت با نیروها از جمله ویژگی‌های شخصیتی آن شهید والامقام است.

با وجودی كه در مقابل ضدانقلاب سازش‌ناپذیر، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تیپ با نیروهای تحت امر خود برخوردی بسیار متواضعانه و باصفا و صمیمی داشت و همین تواضع او سبب شده بود كه محبوبیت خاصی در بین نیروها داشته باشد.

شهید كاوه در قلب نیروهای بسیجی و سپاهی جای داشت. او مصداق بارز تلفیق محبت و قاطعیت در امر فرماندهی نظامی بود.

روزی یكی از نزدیكان وی به منطقه آمده بود. یكی از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبی به او محول كند، شهید كاوه پاسخ داد: همه بسیجی‌ها فامیل من هستند.

در بعد آمادگی جسمانی، هیچ‌گاه از ورزش غافل نبود و با تشویق نیروها و حضور در مسابقات ورزشی، آمادگی رزمی نیروها را بالا می‌برد. همواره برای تشویق بچه‌ها می‌گفت: موفقیت من در كوههای بلند كردستان مدیون ورزش است. او چریكی زبده بود كه در عمل و جنگ چریك شده بود نه با درسهای تئوری.

شهید كاوه همیشه راهگشای عملیات بود، هرجا كه كار گره می‌خورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته می‌شد، اراده پولادین او به همه آن عزیزان، روحیه‌ای تازه می‌بخشید. او برای اینكه بتواند عملیات را بهتر هدایت كند با سلاح پیشاپیش رزمندگان حركت می‌كرد.

با اینكه بارها در صحنه‌های عملیاتی مجروح شده بود، ولی همیشه قبل از بهبودی، به منطقه باز می‌گشت و در برخی از مواقع نیز نیروها او را با سر و بدن باندپیچی شده می‌دیدند كه در میانشان حاضر می‌شد و آماده پذیرش ماموریت و اجرای عملیات بود.

سرتیپ شهید حسن آبشناسان- فرمانده لشكر ‌٢٣ نوهد - می‌گوید: اگر در دنیا یك چریك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمنده‌ای كه بخواهد خوب پخته و آبدیده شود باید با تیپ ویژه شهدا پیش برود.

او دارای فضایل روحی و اخلاقی ویژه‌ای بود و انجام كار خالصانه و بی‌ریا را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. عموماً كم سخن می‌گفت و بیشتر عمل می‌كرد و همواره سعی می‌كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشیان نیز او را از خود می‌دانستند. این خصال و روحیات فرماندهی بود كه تیپ شهدا را به آنجایی رساند كه مقام معظم رهبری درباره این یگان و شهید كاوه فرمودند: تیپ ویژه شهدا كه ایشان فرماندهی‌اش را برعهده داشتند یكی از واحدهای كارآمد ما محسوب می‌شد.

... او در عملیات گوناگون شركت داشت و كارآزموده میدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم، اداره واحد، مدیریت قوی، دوستی و رفاقت با عناصر لشكر، از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت، توجه و ذكر، یك انسان جوان، اما برجسته بود. ... این جوان (شهید كاوه) جزو عناصر كم‌نظیری بود كه او را در صدد خودسازی یافتم. حقیقتاً اهل خودسازی بود، هم خودسازی معنوی و اخلاقی و تقوایی و هم خودسازی رزمی.

نحوه شهادت

دهم شهریور ماه ‌١٣٦٥، روزی كه روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) در عملیات كربلای ‌٢ بر بلندای قله ‌٢٥١٩ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، یاد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دریافت كرد و به بارگاه عزالهی فراخوانده شد.

خصال و ویژگی‌های درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدی مسئولیت‌های مختلف درسی است بس بزرگ برای همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامی، تا با به كارگیری آنها و آراسته شدن به آن سجایای اخلاقی، نمونه‌هایی از لشكریان مخلص حضرت بقیةالله العظم(عج) باشند و خود را برای دفاع از حریم اسلام و ارزشهای متعالی آن، همواره مهیا و آماده سازند.

حركت فرمانده تیپ ‌١٥٥ شهدا به سوی شهادت

در وضعیت فوق، طاقت و شدت دشواری كه نیروهای عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پیروزی را نیز دور از دسترس ببینند، تیپ ویژه ‌١٥٥ شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگیری وارد شدند. شهید امیری مقدم، راوی مركز مطالعات و تحقیقات جنگ در این تیپ، در گزارش خودش از عملیات كربلای ‌٢، درباره حركت نیروها برای ادامه عملیات و سرانجام آن، چنین روایت كرده است: «تغییرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقیت كامل تیپ ویژه ‌١٥٥ شهدا در عملیات شب گذشته، موجب تردید در مسئولان، خصوصاً فرماندهان این تیپ شده بود. این تردید اگرچه در خود فرمانده تیپ (برادر محمود كاوه) نیز وجود داشت ولی وی با توجه به حساسیت زمان و مصلحت كُل عملیات، این تردید را بروز نمی‌داد و به همین دلیل تصمیم گرفت برای زدودن تردیدها و تقویت روحیه عملیاتی در افراد تیپ،به همراه نیروهای عمل كننده در منطقه درگیری حاضر شود. وقتی كه مسئولان تیپ از این تصمیم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وی را از این عمل باز دارند. فرمانده یكی از گردان ها (برادر صلاحی) برای منصرف كردن وی می‌گوید: «شما این كار را نكنید، آتش دشمن زیاد است، مسیر، بدمسیری است، خدای نكرده طوری می‌شود. «فرماندهی در جواب می‌گوید: «خب، اگر این طور است، ما هم شهید می‌شویم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضریم امشب شهید شویم.» به همان اندازه كه خود وی در رفتن به خط درگیری مصمم بود، سایر مسئولان تیپ مخالف بودند.

مكالمه زیر كه در آخرین دقایق قبل از عزیمت برادر كاوه به منطقه و در هنگام پوشیدن پوتین، بین وی و قائم مقام تیپ (برادر منصوری) انجام گرفت، بیانگر این واقعیت است كه ایشان چه قدر به رفتن و دیگران چه اندازه در بازداری وی مصمم بوده اند. متن مكالمه این چنین است:

منصوری: رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع...

كاوه: نه

منصوری: اگر نظر شما این است كه نیروهای عمل كننده آدم قوی‌تری می‌خواهند، من قوی نیستم ولی می‌روم جلو و یكی دیگر را اینجا می‌گذارم.

كاوه: نه، من می‌خواهم امشب، شما اینجا باشید.

منصوری: من نمی‌خواهم.

كاوه: امشب كارها جور نمی‌شود.

منصوری: خب، اگر جور نمی‌شود با رفتن شما هم جور نمی‌شود.

كاوه: چه می گویم! جور می‌شود، ان شاءالله جور می‌شود.

منصوری: البته اگر خدا بخواهد جور می‌شود. شما هم این جا كلی كار دارید: مسئله قرارگاه، هماهنگی توپخانه و...

كاوه‌: این‌ها همه‌اش‌ حل‌ می‌شود، این‌ها مشخص‌ است‌.

منصوری‌ كه‌ از بحث‌ كردن‌ نتیجه‌ نمی‌گیرد، با پیش‌ كشیدن‌ تصمیم‌ خودش‌ برای‌ رفتن‌ به‌ جلو، می‌گوید: حالا در هر صورت‌ شما بروید، من‌ كار ندارم‌. من‌ هم‌ برای‌ انجام‌ مأموریت‌، گردان‌ امام‌حسین‌(ع‌) را برمی‌دارم‌ و می‌روم‌.

كاوه‌: خُب‌، شما این‌ كار را بكنید.

منصوری‌: ولی‌ این‌جا در مقر فرماندهی‌ تیپ كارها می‌خوابد.

كاوه‌: مسئله‌ای‌ نیست‌، شما همین‌ اول‌ درگیری‌ كه‌ من‌ جلو هستم‌، این‌جا باشید.

منصوری‌ وقتی‌ باز هم‌ نتیجه‌ نمی‌گیرد، به‌طور جدی‌تری‌ می‌گوید: آقای‌ كاوه‌، می‌خواهید به‌ زور متوسل‌ بشویم‌؟ جلو رفتن‌ شما اصلاً درست‌ نیست‌، منطقی‌ نیست‌.

كاوه‌: امروز با روزهای‌ دیگر فرق‌ می‌كند، من‌ یك‌ چیزهایی‌ می‌دانم‌، یك‌ چیزهایی‌ هست‌، می‌دانم‌ تردید هست‌.

منصوری‌: خُب‌، تردید طبیعی‌ است‌، باید باشد.

كاوه‌: خُب‌ اگر آدم‌ خودش‌ جلو باشد و یك‌ وقت‌ مسئله‌ای‌ پیش‌ آمد، می‌تواند هم‌ پیش‌ خدای‌ خودش‌ و هم‌ پیش‌ خلق‌ خدا و....

برادر كاوه‌ سكوت‌ می‌كند و برای‌ هدایت‌ گردان‌ امام‌حسین‌(ع‌) از سنگر فرماندهی‌ خارج‌ می‌شود.»

راوی تیپ ویژه‌١٥٥شهدا سپس افزوده است :«به هنگام اعزام گردان ها برای انجام ماموریت ، ابتدا گردان امام حسین (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) درحالی كه فرماندهی تیپ ( محمود كاوه )پیشاپیش آنها قرار داشت ، حركت خود را برای تصرف ارتفاع ‌٢٥١٩ آغازكردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسین (ع) پایگاه‌های ‌١ و‌٢ وگردان امام سجاد (ع) پایگاه های ‌٣و‌٤ را تصرف كنند . حساسیت دشمن نیز نسبت به شب اول كمتر شده بود و احتمال جدی نمی‌داد در این محور مجددا عملیات شود، از این رو اجرای آتش و پرتاب منور آنها نیز اندكی كاهش یافته بود.

به هر ترتیب حدود ساعت یك بامداد كه نیروهای پیاده پس از پیمودن مسافت فاصله خط خودی تا دشمن به زیر اهداف مورد نظر رسیدند تا با هماهنگی آتش خودی درگیری را شروع كنند در همین حین گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمین اصابت كرد و او در جا شهید شد.»

راوی‌ قرارگاه‌ حمزه‌ ـ(‌ع) (اسدالله‌ احمدی‌) به ‌ نقل‌ از فرمانده‌ لشكر ‌٥ نصر (محمدباقر قالیباف‌) نوشته ‌است‌: «در مراسم‌ تشییع‌ جنازه‌ شهید محمود كاوه‌، پدر وی‌ درخواست‌ حجت‌الاسلام‌ طبسی‌ تولیت‌ آستان‌ قدس‌رضوی‌ را مبنی ‌بر این ‌ كه‌ پیكر شهید محمود كاوه‌ در حرم‌ مطهر حضرت‌ رضا(ع‌) و یا در یكی‌ از حجره‌های ‌ مخصوص‌ حرم‌ دفن‌ شود نپذیرفت‌ و گفت‌:«پسرم ‌ از ابتدا با بسیجی‌ها بوده‌ و بهتر است‌ در كنار آنها دفن‌ شود.»

گوشه‌ای از وصیتنامه:

دشمن باید بداند و این تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئه‌ای را كه علیه انقلاب طرح‌ریزی كند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد كرد. آینده جنگ هم كاملاً روشن است كه پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت كه خون شهیدانمان هدر رود.

 

 

موصل4

 

 

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: