تسخیر لانه جاسوسی آمریكا در تهران توسط گروهی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، یكی از مهمترین رخدادهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب میگردد كه توسط رهبر كبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) به عنوان «انقلاب دوم» و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول (پیروزی انقلاب) نامیده شد. این اقدام دانشجویان كه با تأیید حضرت امام (ره) همراه بود به سرعت به یك واقعه بینالمللی تبدیل شد و در پی آن قدرتهای بزرگ غربی و حتی شرقی را به چالش كشید.
تأثیرات این رویداد آنچنان عمیق بود كه هرگز به زمان وقوع خود محدود نگردید، بلكه بعد از گذشت دو دهه، همچنان شاهد تأثیرات آن واقعه بر مناسبات داخلی و خارجی جامعه خود هستیم. این رویداد كه به مدت 444 روز ادامه داشت دولت ایالات متحده را آنچنان سر در گم كرده بود كه حتی دست به اقدام نظامی زد و ماجرای طبس پیش آمد كه شرح آن در این چند سطر نمیگنجد. و اما علت و عوامل این رخداد نیز در دخالتهای بیشمار آمریكا در امور داخلی ایران از جمله كودتای 28 مرداد، كشتار دانشجویان و انقلابیون و ... را میتوان برشمرد.
ورود شاه به آمریكا و آغاز ماجرا:
در روز 1/8/1358 شاه سابق ایران به بهانه بیماری پس از مدتی آوارگی و فرار از كشوری به كشور دیگر وارد آمریكا شد. ورود محمدرضا پهلوی به آن كشور با خشم و انزجار نیروهای انقلابی در داخل و خارج از كشور همراه بود و بسیاری از مردم انقلابی ایران در اعتراض به این واقعه دست به تظاهرات و راهپیمایی زدند،1 اما این راهپیمایی زمانی كه حضرت امام خمینی پیامی را خطاب به طلاب و دانشجویان صادر نمودند به صورت چشمگیرتری پدیدار گشت. دانشجویان به ویژه آنهایی كه گرایش مذهبی داشتند و رهبری حضرت امام را به طور كامل قبول داشتند خود را مخاطب این پیام دیدند، لذا در داخل به دنبال یك راهكار میگشتند و آنها را به تفكر و چارهجویی واداشت.2
در كنار سفر شاه سابق به آمریكا و سایر عوامل مؤثر، ملاقات مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت با زبگینو برژنیسكی دبیر شورای امنیت ملی آمریكا، در الجزایر كه نزدیكترین عامل به حادثه فوق (سفر شاه به آمریكا) از نظر زمانی بود، نقش قابل توجهی در سوق دادن دانشجویان به اشغال سفارت ایالات متحده داشت. درست یك هفته پس از ورود محمدرضا پهلوی به آن كشور، مهدی بازرگان به همراه وزیر خارجه دكتر ابراهیم یزدی و شهید مصطفی چمران (وزیر دفاع) جهت شركت در جشن انقلاب الجزایر سفری به الجزیره داشتند كه در این سفر با برژنیسكی ملاقات كردند.3
برژنیسكی در خصوص این دیدار چنین میگوید:
«یك هفته بعد از سفر شاه به آمریكا در اول اكتبر 1980 [برابر با 9/8/1358] من در رأس هیأتی برای شركت در جشن بیست و پنجمین سالگرد انقلاب الجزایر، به الجزیره رفتم. ضمن این مراسم، مهدی بازرگان، نخست وزیر وقت ایران، خواستار ملاقات با من شد. من موافقت كردم و ما در اتاق او در هتل با یكدیگر دیدار كردیم. بازرگان را وزیر امور خارجهاش، ابراهیم یزدی و وزیر دفاعش مصطفی چمران همراهی میكردند... من از انگیزه تقاضای بازرگان مبنی بر انجام مذاكره با من اطلاع نداشتم ولی چنانچه از مذاكره امتناع كرده بودم، تندروهای ایران دلیل بیشتری در مورد دشمنی آمریكا به دست میآوردند و دولت آمریكا، متهم به جلوگیری از روابط میان دو كشور میشد ...»4

اما دكتر ابراهیم یزدی در خصوص این ملاقات نظر دیگری دارد و چنین میگوید:«این حقیقت كه برژنیسكی به اتاق بازرگان در هتل آمد، دلیل مهمی مبنی بر این است كه مشاور امنیت ملی آمریكا، مبتكر آن جلسه بوده است».5
انتشار خبر این ملاقات با آمریكاییان، موجی از مخالفتها را بر علیه دولت موقت و آمریكا برانگیخت، و در واقع نقش تیر خلاص را بر پیكره دولت موقت بازی نمود.
جمیز بیل در خوص واكنش مردم ایران به این دیدار چنین میگوید: « ... در حدود 2 میلیون نفر تظاهركننده خشمگین، شعار «مرگ بر آمریكا» سر دادند و به سخنرانیهای آتشین در تقبیح آمریكا به دلیل پناه دادن به شاه جنایتكار گوش دادند. آن شب تلویزیون ملی ایران، تصاویری از برژنیسكی را در حالی كه به هیأت ایرانی دست میداد، نشان میداد.
ایرانیان این فیلم را مدركی دال بر تبانی دولت بازرگان با آمریكا تعبیر كردند. آمریكایی كه به تازگی شاه را پناه داده بود شاهی كه مسئول تمامی مشكلات آنها بود ...»6
از جمله دیگر اقدامات آمریكاییان كه خشم مردم ایران را بیشتر برانگیخت، قطعنامه 17 مه 1979 سنای آمریكا بود. این قطعنامه نگرانی دولت آمریكا را از عملكرد دادگاههای انقلاب به خصوص بعد از اعلام حكم اعدام شاه سابق و برخی اعضای خانواده او، اعلام كرده بود. در پی این قطعنامه مجددا موجی از مخالفتها را در سراسر ایران به وجود آمد و مردم دست به راهپیماییها گسترده در محكومیت این قطعنامه زدند.7
حضرت امام خمینی در مورخه 10/8/1358 به مناسبت نزدیك شدن به روز 13 آبان كه در تاریخ ایران در آن مقطع دو حادثه سرنوشت روی داده بود [13 آبان 1343 تبعید امام و 13 آبان 1357 كشتار دانشآموزان و دانشجویان] پیامی صادر فرمودند كه در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «.... بر دانشآموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است كه با قدرت تمام، حملات خود را علیه آمریكا و اسراییل گسترش داده و آمریكا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتكار نمایند و این توطئه بزرگ را بار دیگر شدیدا محكوم كنند. بر دانشآموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است كه با تمام نیرو، وحدت خویش را حفظ و از انقلاب اسلامی خود طرفداری نمایند و بر ملت است كه از این دو جناح عزیز با تمام قدرت پشتیبانی كنند ...»8
این پیام امام، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را كه در فكر تلافی رفتارهای خصومتآمیز آمریكا بودند، بر آن داشت تا در تصمیم خود برای اشغال لانه جاسوسی مصممتر شوند، و در این زمینه نیز با حجتالاسلام موسوی خوئینیها به مشورت میپردازند.9
دانشجویان تصمیم خود را میگیرند و طبق قرار، برنامه تسخیر لانه جاسوسی در روز 13 آبان گرفته میشود، عناصر اصلی دخیل در این كار آقایان دكتر رضا سیفالهی، محمد ابراهیم اصغرزاده، منصور باطنی و محسن میردامادی و حبیبالله بیطرف بودند كه به ترتیب تعدادی دیگر از دانشجویان مانند عباس عبدی، محمود احمدینژاد، محمد هاشمی، معصومه ابتكار و ... به آنها اضافه میشوند.10
در روز 13 آبان 1358 جمعیتی در حدود 400 نفر از دانشجویان با راهنمایی عناصر اصلی كه هدایت تظاهرات را بر عهده داشتند در خیابان آیتالله طالقانی شروع به حركت به سمت سفارت آمریكا میكنند، زمانی كه به جلوی لانه جاسوسی میرسند شعارهای ضد آمریكایی تندتر و بیشتر میشود، تعدادی از دانشجویان با برنامه قبلی با قیچیهای آهنبر آمده بودند دست به كار میشوند و دروازه سفارت را با استفاده از آن قیچیها باز میكنند و تعدادی نیز از دیوار سفارت بالا رفته و خود را به آن طرف میرسانند، آمریكاییان وحشت زده شروع به شلیك گاز اشكآور و تیرهوایی میكند و درگیری شروع میشود اما با... دانشجویان خشمگین از ظلم و جنایت آمریكا لانه را به تصرف خود در میآورند و پارچه بسیار بزرگی كه روی آن نوشته شده بود «خمینی میرزمد، كارتر میلرزد» جلوی درب سفارت نصب كردند.11
نخستین واكنشها در قبال تسخیر لانه جاسوسی كاملا تردیدآمیز بود و سایهای از ابهام و سوال در جامعه ایجاد شده بود، كسی نمیدانست كه این حركت را باید تأیید كرد یا نفی نمود، این حركت از سوی كدام طیف از دانشجویان واقع شده و مورد حمایت كدام یك از گروههای سیاسی میباشند.12
آیتالله مهدوی كنی در این خصوص در خاطرات خود چنین نقل میكنند: «.... وقتی شنیدیم كه به سفارت آمریكا حمله كردند، برای ما خیلی غیرمترقبه بود و تعجب كردیم چه شده كه این ماجرا پیش آمده، اجمالا یادم است كه آقای بهشتی و مهندس بازرگان به من زنگ زدند كه آقا شما چرا نشستهاید؟ كجا هستید؟ نیروهای انتظامی كجا است؟ كمیتهها كجا هستند؟ دانشجویان به سفارت ریخته وآنجا را تصرف كردهاند و آمریكاییها را به گروگان گرفتهاند، آنها خیلی ناراحت بودند، به خصوص نخست وزیر دولت موقت آقای مهندس بازرگان... من همان موقع به مرحوم حاج احمد آقا زنگ زدم. یادم میآید شب آن روزی بود كه به سفارت ریخته بودند، زنگ زدم و پرسیدم جریان چیست؟ مرحوم حاج احمد آقا اول میخندیدند و پاسخ نمیدادند، من گفتم آخر چه شده؟ شما اطلاع دارید؟ ایشان میخندید، بالاخره بعد از اصرار گفتند؛ امام راضی هستند شما هم با آنها كاری نداشته باشید...».13 یا آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود چنین میگویند: «.... در 13 آبان 1358، من و آیتالله خامنهای در مكه بودیم، كه خبر تصرف سفارت آمریكا را شب هنگام در پشت بام محل اقامتمان، هنگامی كه آماده خواب میشدیم، از رادیو شنیدیم، تعجب كردیم، زیرا انتظار چنین حادثهای را نداشتیم، سیاستمان این نبود ...»14
در كوتاهترین زمان ممكن، تصرف سفارت آمریكا، توسط جوانانی كه خود را «دانشجویان پیرو خط امام مینامیدند، به مهمترین خبر ایران و جهان تبدیل شد و در حالی كه در آمریكا و برخی از كشورهای دیگر این اقدام را محكوم میكردند، در ایران به استثنای اعضای دولت موقت كه مخالف این حركت بودند، اغلب گروههای سیاسی به تأیید و تمجید از این حركت پرداختند به خصوص بعد از تأیید امام.15
گروههای بسیاری از مردم عادی نیز در جمع دانشجویان حاضر شده و به حفاظت و نگهبانی در اطراف جاسوسخانه میپرداختند. امام خمینی (ره) نیز در تأیید حركت دانشجویان فرمودند « ... امروز در ایران باز انقلاب است، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول ....»16 با سخنان امام موج عظیمی از تظاهراتها در حمایت از این حركت در سراسر كشور و حتی خارج از كشور شروع شد و در بعضی كشورها مانند پاكستان به سفارت و كنسولگریهای آمریكا در آن كشور حمله شد، اعلام حمایت امام تكلیف همه را روشن كرد و موافقان را پرشورتر و مخالفان را به سكوت واداشت. با گذشت اندك زمانی، گروههایی كه در ابتدا غافلگیر شده بودند روشهای جدیدی را برای موضعگیری در برابر اشغال لانه جاسوسی سازمان دادند. برخی از آنها مانند سازمان منافقین كوشیدند بر موج سوار شوند. یكی از روشهای آنان برای خروج از انفعال و دنباله روی و بازگشت به موقعیت پیشتازی در ذهن اعضا و هواداران خود، این بود كه دست به اقدامی برای هم عرض شدن با دانشجویان خط امام بزنند و لذا یك روز پس از تسخیر لانه جاسوسی، هواداران منافقین نیز طبق دستورالعمل سازمانی در تبریز و شیراز به كنسولگریهای آمریكا حمله كردند و آنجا را تصرف نمودند، اما در مقایسه با حركت دانشجویان مسلمان، فایدهای نداشت، زیرا ماهیت واقعی آنها برای مردم فاش شده بود. لذا حركت آنها نتیجهای در بر نداشت و سران منافقین نتوانستند موج سواری كنند.17
در میان كشورهای جهان نیز ویتنام، كره شمالی و كوبا از این حركت حمایت كردند و بعضی كشورها مانند سوریه، لبنان و الجزایر موضع بیطرفی اتخاذ كردند.18
در روز 14 آبان، آمریكایی ها كمیته ویژه هماهنگی برای رسیدگی به اشغال سفارت را تشكیل دادند و به پیشنهاد برژنیسكی، كارتر تصمیم گرفت دو نماینده برای مذاكره با حضرت امام به ایران اعزام كند؛ رمزی كلارك دادستان پیشین آمریكا و ویلیام میلر از كاركنان وزارت امور خارجه آمریكا، عازم تهران شدند، اما به محض شنیدن این خبر در روز 16/8/58 پیامی خطاب به مسئولان دولتی و شورای انقلاب صادر نمودند به این مضمون كه: «... ملاقات با من به هیچ وجه برای نمایندگان ویژه ممكن نیست و علاوه بر آن اعضای شورای انقلاب و مقامات مسئول حق ملاقات با آنها را ندارند...» و در ادامه گفتند تنها در صورتی كه آمریكا، شاه را به ملت ایران تحویل دهد راه مذاكره در موضوع بعضی از روابطی كه به نفع ملت است باز میباشد.
این پیام امام، در جهان و رسانههای گروهی بازتاب گستردهای داشت و آمریكاییها را از دست یافتن به نتیجه در كوتاه مدت، ناامید ساخت.و به دنبال این پیام فرستادگان آمریكا در استانبول توقف كرده و به آمریكا باز گشتند.19
باید گفت در تفكر امام خمینی (ره) و به پیروی از آن در نظر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، مبارزه با سلطه خارجی نیز به اندازه مبارزه با استبداد داخلی دارای اهمیت بود و مكمل انقلاب اول بود، لذا دانشجویان به عنوان یك گروه پیشگام، حركتی را آغاز كردند كه هدف و نتیجه آن كمتر كردن تعارضات در جامعه و تقویت اندیشه «خط امام» بود. استعفای دولت موقت و پذیرش آن توسط حضرت امام بلافاصله پس از تسخیر لانه جاسوسی، گام دیگری برای ترقی اندشه خط امام بود. بر خلاف تصور و نظر عدهای از مورخین داخلی و خارجی، استعفای بازرگان واكنش به تسخیر سفارت آمریكا نبود، بلكه كار دولت و اندیشه جناحی آن به جایی رسیده بود كه در فضای انقلابی و رادیكال آن روز ایران به ویژه در ساختار رسمی سیاسی، نمیتوانست بیش از این تداوم داشته باشد، زیرا تعارض و تقابل دیدگاههای بازرگان و همفكرانش با دیدگاههای نیروهای انقلابی و خط امامی، دامنه وسیعتری به خود گرفته بود و بر همگان روشن بود كه نیروی غالب این میدان، نیروهای انقلابی و طرفداران اندیشههای امام خواهد بود. تنها ارتباط استعفای بازرگان با تسخیر لانه این بود كه آن استعفا را تسریع كرد.
طیف سیاسی لیبرال، مخالف تسخیر سفارت و ادامه گروگانگیری بودند از جمله ابوالحسن بنیصدر تلاش میكرد كه ابتكار عمل را از دست دانشجویان خارج كند و به كنترل دولت در آورد. صادق قطبزاده كه حالا دیگر وزیر امور خارجه شده بود نیز نظری مشابه نظر بنیصدر داشت كه البته امام خمینی آن نظرات را رد میكرد. در مقابل نیروهای خط امام (ره) از اقدام دانشجویان حمایت میكردند در چندین بار نیز با دانشجویان و گروگانها دیدار و گفتگو كردند.20
دولت ایالت متحده از راهها و شیوه های مختلف سعی داشت كه دولت ایران را وادار به آزادی گروگانها نماید. تبلیغات گسترده، تحریم اقتصادی و سیاسی از آن جمله بودند زمانی كه این اقدامات نتیجه بخش نشد، سعی نمودند كه از طریق یك عملیات نظامی با نام رمز «چنگال عقاب» صورت گرفت، گروگانها را از ساختمان سفارت در تهران آزاد كنند كه این عملیات [با امدادهای غیبی] در صحرای طبس ناكام ماند.21 بعد از ناكام ماندن عملیات نجات كه آخرین اقدام آمریكا در حال بحران به نظر میرسید باشد، ایالات متحده در روزهای بعد اقدام دیگری انجام نداد، با مرگ محمدرضا پهلوی در مرداد 59 نیز هر چند كه علت اصلی پیدایش بحران گروگانگیری از میان برداشته شد، اما این مسأله نیز عملا هیچ كمكی به حل بحران نكرد. در ایران با شروع به كار رسمی مجلس شورای اسلامی و انتخاب رییس مجلس، نخست وزیر و اعضای كابینه، روند حل بحران، در مسیری دیگر افتاد و حضرت امام حل این بحران را به مجلس شورای اسلامی واگذار نمودند، كه در نهایت با میانجیگری دولت الجزایر، این رویداد مهم حل و فصل گشت[البته نحوه حل و فصل این رویداد مهم در این مدخل نمیگنجد لذا به آن پرداخته نشد].
در پایان ذكر برخی از پیامدهای عمده تسخیر لانه جاسوسی را به اختصار بیان میكنیم:
1ـ استعفای دولت موقت و انتقال قدرت به نیروهای انقلابی
2ـ كمك به وحدت و همگرایی نیروهای انقلابی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی
3ـ تحقیر دولت آمریكا و نشان دادن محدودیت قدرت آن و شكست كارتر
4ـ تیرگی و در نهایت قطع روابط میان دو كشور
5ـ انفعال گروهكهای ضد انقلابی مانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، تودهایها و... كه مدعی مبارزه با امپریالیسم بودند.
6ـ افشای ماهیت بعضی از عناصر به دنبال انتشار اسناد لانه جاسوسی مانند ابوالحسن بنیصدر، صادق قطبزاده، عباس امیر انتظام و...22
منابع و مأخذ
1- روزنامه اطلاعات ، 14 و 15 / 8/ 1358 ، صص 3-1
2- درویشی سه تلانی، فرهاد ، سیره عملی امام خمینی در اداره امور كشور (1368-1357) ، نشر عروج ، تهران ، 1385 ، صص 93-92
3- همان ، ص 93
4- برژینسكی ، زبگینیو، جان گروگانها و منافع ملی ، ترجمه منوچهر یزدان بار ،نشر كاوش ، تهران 1362، ص 84
5- بیل ، جیمز، عقاب و شیر، تراژدی روابط ایران و آمریكا، ترجمه مهوش غلامی، جلد دوم، نشر كوبه، تهران 1371، ص 471
6- همان ، صص 471-470
7- سینایی ، وحید، زمینهها و پیامدهای تصرف سفارت آمریكا، بی نا، بیجا ، صص 112-111
8- صحیفه امام، جلد اول، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران 1378 ، صص 413-412
9- درویشی سه تلانی، فرهاد ، همان ، صص 99-98
10- آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با رضا سیفاللهی
11- اسماعیلی، خیرالله ، دولت موقت، نشر مركز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران، 1380 ، صص 232- 231
12- درویشی سه تلانی، فرهاد ، پیشین ، ص 103
13- خاطرات آیتالله مهدوی كنی، تدوین غلامرضا خواجه سروی ، نشر مركز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران 1385 ، صص 223-222
14- بشیری ، عباس ، هاشمی رفسنجانی ، كارنامه و خاطرات سالهای 1357 و 1358؛ انقلاب و پیروزی نشر معارف انقلاب تهران 1383 ، ص 370
15- همان ، صص 372-371
16 - صحیفه امام ، جلد 10، همان ص 140
17- درویشی سه تلانی ، فرهاد ، همان، صص 110-109
18- همان ، ص 110
19- پیشین ، صص 119-118
20- رمضانی ، روحالله ، چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نشر نی، تهران1380 ، ص 65
21- علیخانی ، حسین ، تحریم ایران (شكست یك سیاست) ، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی ، تهران 1380 ، ص 65
22- درویشی سه تلانی، فرهاد ، همان ، ص 123
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
موصل4




