دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸
عکس امام

وقتی من مجروح شدم، دو شبانه‌روز روی زمین بودم تا سربازان عراقی به طرفم آمدند و یكی از آن‌ها با دست به من اشاره كرد كه بلند شو. او وقتی دید من تكان نمی‌خورم، آمد جلو و شروع كرد به گشتن جیب‌های من و از داخل جیبم، كیفم را درآورد. من در این كیف عكس‌هایی از امام و مقام معظم رهبری و آقای رفسنجانی داشتم. هم‌چنین از شهدای ناپدید شده در هواپیما و از شهید فكوری و جهان‌آرا هم عكس‌هایی داشتم.

ولی عكس امام از همه‌ی آن‌ها بزرگ‌تر بود. او عكس را درآورد و جلوی صورت من گرفت و من هم آن را بوسیدم. بعد او كیف را درون جیبم گذاشت ولی من متوجه نشدم كه عكس را در كیف گذاشت یا نه.

وقتی ما را به بیمارستان بردند، هر چه داشتیم از ما گرفتند. وقتی كیف مرا درآوردند، متوجه شدم كه عكس امام در كیف نیست و فهمیدم كه آن سرباز عكس امام را برداشته است.

آن سرباز احتمالاً شیعه بوده، چون من چیزهای باارزش دیگری هم داشتم؛ مثل ساعتی كه به دستم بود یا انگشتری كه داشتم و هم‌چنین مقداری پول، ولی او به این‌ها اصلاً دست نزده بود و فقط عكس‌ها را برداشته بود.

 

راوی: آزاده كاظم زرندی

 

 

موصل4

 

 

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: