چهارشنبه ۹ دي ۱۳۸۸
تأسی به سیدالشهدا(ع) در وصایای شهیدان

 شهیدان دلایل بسیاری برای حضور در جبهه‌های حق علیه باطل در وصیتنامه‌هایشان بیان كرده‌اند. یكی از اشارات آنها تأسی به عاشورا و امام حسین (ع) بوده است.

****

دوران دفاع‌مقدس به عنوان برگ زرینی از تاریخ كشورمان همواره مایه مباهات بوده و خواهد بود و آیندگان نیز افتخار خواهند كرد كه در گذشته كسانی از همین كشور در سخت‌ترین شرایط در مقابل دشمن متجاوز ایستادند و نه تنها اجازه ندادند حتی یك وجب از خاك كشور در دست متجاوزان باقی بماند، بلكه آسایش و امنیت امروزی آنها نیز مدیون از جان گذشتگی ایثارگران و شهیدانی است كه بی‌هیچ چشمداشتی، جان خود را در طبق اخلاص نهادند.

شهیدان دلایل بسیاری برای حضور در جبهه‌های حق علیه باطل در وصیتنامه‌هایشان بیان كرده‌اند. یكی از اشارات آنها تأسی به عاشورا و امام حسین (ع) بوده است. آنها ضمن تأسی به سیدالشهداء(ع) بر ادامه راه این امام همام تأكید كرده‌اند. اکنون  به مناسبت ایام محرم، به نمونه‌هایی از این تأسی اشاره می‌كنیم :

شهید محمداسماعیل رحمتی در وصیتنامه خود نوشته است: من با كمال آزادی خاطر، این راه را كه همان راه سرخ امام حسین (ع) است، انتخاب كردم.

شهیدمحمدجلیل علیزاده نیز آورده است: این انقلاب تداوم انقلاب حسین (ع) است. شهدای ما هم دست كمی از شهدای كربلایی حسین ندارند.

شهید عباس گنجی نیز در قسمت‌هایی از وصیتنامه‌اش نوشته است: شما همانطور كه تا به حال صدای«هل من ینصرنی»امام را لبیك گفته‌اید و ثابت كرده‌اید كه ما اهل كوفه نیستیم كه حسین را تنها بگذاریم، برای امام حسین (ع) و زن و بچه‌های او و اسیری زینب(س) گریه كنید كه امام حسین (ع) از تشنگی در صحرای كربلا شهید شد. امام حسین (ع) فرموده‌اند: شهادت یك مرتبه است. ای كاش 70 بار خدا مرا زنده می‌كرد باز در راه خدا شهید می‌شدم. قاسم هنگامی كه به نبرد می‌رفت گفت: من مرگ را در جلوی چشم خود شیرین‌تر از عسل می‌بینم و شما هر وقت به یاد من افتادید كه می‌خواهید برای من گریه كنید برای امام حسین (ع) گریه كنید.

ای حسین (ع) اگر آن روز تو را تنها گذاشتند و یاریت نكردند و اهل بیت شما را به اسیری بردند امروز بیا و ببین كه چگونه فریاد تو را می‌زنند و از تو حمایت می‌كنند. ای حسین، ای كاش شما بودید و یاریت می‌كردیم و در كنار شما شهید می‌شدیم.

شهید رضا زارع هم نوشته است:«ای قافله‌دار كربلا صبر كن كه قافله پیر جماران دارد می‌آید، این قافله ما فریاد می‌زند كه حسین جان ما مثل تو وارد جنگ شدیم. حسین جان، ظالمانه، جنگ را به ما تحمیل كردند، اما حسین جان ما مثل تو جنگ را تمام می‌كنیم. حسین جان همه آرزوی زیارت دارند، همه آرزوی شهادت دارند.

آیا دیده‌اید شهیدان خدائی را، آیا اینها نمی‌دانستند كه اینگونه خواهند شد؟... اما عشق حسین و نور ایمان مگر می‌گذارد كه در خانه‌ها بمانند.

شهید حبیب فتاحی در بخش‌هایی از وصیتنامه خود آورده است: من به ندای امام حسین (ع) جواب دادم، در آن هنگام كه امام حسین (ع) در آخرین لحظات ندای تاریخی «هل من ناصر ینصرنی»، آیا كسی هست كه مرا یاری كند، را سر داد، كسی به این ندا پاسخی نداد و حالا می‌بینم چه كسانی به ندای او لبیك می‌گویند و در راه حسین (ع) می‌روند.

مادرجان و خانواده عزیز، نمی‌خواهم در غفلت بمیرم كه علی در محراب شهید شد.ای جوانان مبادا با بی‌تفاوتی بمیرید كه علی‌اكبر حسین(ع) در راه حسین شهید شد.

شهید غلامرضا جعفریان نیز آورده است: «شهدا گل‌های رسیده حسینند، چون حسین صاحب گل‌هاست، می‌دانم غم جدایی از فرزند برای هر كسی سخت و سنگین و ناراحت كننده می‌باشد. اما لحظه‌ای برو گوشه كربلا ببین چه خبر است؟،علی‌اصغر روی دست حسین (ع)،جان می‌دهد،در كنارش علی‌اكبر، قاسم و جعفر، پس نباید شما ناراحت شوید، چون افتخاری بس بزرگ كه نصیبشان شده است.

پدرم و مادرم قول می‌دهم كه اگر شهادت واقعی نصیبم شد، در روز قیامت دستت را بگیرم و نزد حسین بن علی(ع) ببریم.

شهید یعقوب مهدی‌زاده در بخشی از وصیت‌نامه خطاب به مادر خود می‌نویسد: مادرم، عشق حسین مرا بدین وادی كشانده، نباید حسین را تنها گذاشت و باید به یاریش شتافت. لحظه‌ای فكر كن و كربلا را به یاد آور و اباعبد‌الله‌الحسین (ع) را كه تنها 72 نفر به او پیوستند تصور كن. و امروز لحظات حساسی است و امام نیز فرزند او و از تبار حسین (ع) است.

 

 

موصل4

 

 

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: