جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸
ولایت فقیه روشن ترین مصداق بصیرت کامل

بصیرت به معنای آگاهی و اشراف کامل بر اموراست. یعنی دیدن حقیقت آنطور که هست نه آنطور که شخص می خواهد.کسی که فریب ظواهر امر را نمی خورد بلکه واقعیات را خوب می داند و بر اساس آن قضاوت کرده و پیش می رود از ملکه بصیرت برخوردار است. شخص بصیر و بینا، در حوادث پیرامونی چنان عمق میدان دید دارد که قبل از هر کاری، سرانجام اقدام خود را به وضوح پیش بینی می کند .

****

رهبر معظم انقلاب پیرامون مقوله بصیرت کراراً نکات مهمی را متذکر شدند، از جمله در دیدار با مردم چالوس و نوشهر فرمودند: «متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند. بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راههای جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع، این بصیرت ها لازم است» یا بیان ارزشمند ایشان در جمع کارکنان سپاه که:«اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد می شود، در بسیاری از موارد بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند - می بینید در جامعه خودمان هم گاهی بعضی از عامه مردم و بیشتر از نخبگان، خطاهایی می کنند. نخبگان که حالا انتظار هست که کمتر خطا کنند، گاهی خطاهایشان اگر کماً هم بیشتر نباشد، کیفاً بیش از خطاهای عامه مردم است- بر اثر بی بصیرتی است».

بصیرت به معنای آگاهی و اشراف کامل بر اموراست. یعنی دیدن حقیقت آنطور که هست نه آنطور که شخص می خواهد.کسی که فریب ظواهر امر را نمی خورد بلکه واقعیات را خوب می داند و بر اساس آن قضاوت کرده و پیش می رود از ملکه بصیرت برخوردار است. شخص بصیر و بینا، در حوادث پیرامونی چنان عمق میدان دید دارد که قبل از هر کاری، سرانجام اقدام خود را به وضوح پیش بینی می کند؛ علاوه برآن قادر است به درستی عاقبت عملکرد دیگران را نیز به روشنی ترسیم کند.

 

بنابراین بصیرت، انسان را از تعصب که همان قضاوت و تصمیم گیری بر اساس حب و بغض های شخصی است و نه مبتنی بر حقیقت و واقعیت می‌رهاند. شخص متعصب حق را با میزان افکار و منافع و مطامع مادی خویش می سنجد و تعریفی از آن دارد که به وسیله آن، امیال او یا گروهش تامین شود و طبیعتا نوع دفاعی که از حق دارد مبتنی بر همین معیار است.جامعه ای که در آن تعصب رواج یابد، حق در آن جامعه برداشت‌ها و تعاریف مختلف خواهد داشت؛ لذا نوع عملکرد افراد، متفاوت و به بازخوردهای ناشایست و ناهنجاری ختم خواهد شد و این همان فتنه است.

فتنه یعنی تیرگی و غبارآلود شدن واقعیت‌ها. آنگاه که حق در ابهام فرو رود فتنه تحقق یافته است. پس ضعف بصیرت یا بی‌بصیرتی نتیجه ای جز بروز فتنه در لایه های مختلف اجتماع ندارد.امیرالموم نین(ع) می فرماید: «فَمَنْ تَبْصَّرَ فِی الفِتنَهِ تَبَیّینَتْ لَهُ الْحِکْمَه؛ کسی که در هنگام پیچیدگی حق در ابهام، بینشی هوشیارانه داشته باشد، کاملا به حکمت دست می یابد» یا در جای دیگر می‌فرماید: « فَلا تَسْتَعْمِلُوا الْرَّایَ فِیمَا لَایُدْرِکُ قَعْرَهُ الْبَصَرْ؛ در جایی که با بینش خود، ژرفای چیزی را درک نکردید، اظهار نظر نکنید و نظر خود را در آن به کار نبرید»

به راستی آنگاه که هر فرد یا گروهی بخواهد خود را معیار حق بداند یا بر اساس تشخیص ناصواب که آن را عین صواب می‌پندارد قضاوت نماید و در این رهگذر نه ارشادی را بپذیرد و نه کلامی را، و هر کس خود را به مظاهر و نمادهای درستی و حق زینت دهد در حالی که از درون محروم از ارزش باشد چگونه می شود راه را از بیراهه تشخیص داد؟ آیا شناسایی راه راست از کژراهه برای آحاد جامعه در چنین شرایط نابسامان و خطرناکی، کار آسانی است؟

عده‌ای از افراد سپاه امیرالمؤمنین(ع) از جنگیدن با مسلمانان اِبا داشتند. برای آن‌ها بسیار سنگین بود که با مسلمانان بجنگند. زیرا مشاهده می‌کردند که آن‌ها نیز نماز و قرآن می‌خوانند و دعوت به حق می‌کنند. لذا امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ی 172 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «وَ قَد فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اَهْلِ الْقِبْلَه؛ درِب جنگ میان شما و اهل قبله- کسانی که رو به قبله نماز می‌خوانند- یعنی مسلمان‌ها باز شده است. لا یَحْمِل هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواقع الْحَقِّ؛ این پرچم را تنها کسانی می‌توانند بر دوش بگیرند که اهل بینش، پایداری و آگاه به مواضع حق باشند». «اَهْلُ الْبَصَرِ»؛ یعنی کسانی که بینش عمیق نسبت به مسئله دارند و به ظاهر امر توجه نمی‌کنند. "وَ الْصَّبْرِ"؛ یعنی افرادی که در مقابل فتنه‌ها و مسائل و مشکلاتی که پیش می‌آید پایداری می‌ورزند. "وَالْعِلْمِ بِمَواقعِ الْحَقِّ"؛ دانش داشتن و آگاهی به مواضع حقِ. از این جهت خطابِ به افراد سپاه خودش که در جنگیدن با مسلمان‌ها شک داشتند، دستور می‌دهند که برطبق این معیارها باید با آن‌ها جنگید و نباید تزیین به مظاهر حق و درستی، باعث اشتباه در تصمیم گیری شود.کسی که بصیرت و بینش عمیق دارد حق را از مظاهر و زیورآلات آن تشخیص می‌دهد و گرچه بسیاری امور زیور و زینت ایمانند و ظاهر افراد مومن و ذیصلاح با آن شناخته می شود اما هیچ گاه ایمان برابر با آن مظاهر نیست و شخص بصیر به خوبی می تواند این تفکیک دشوار را در جریانات ، به خوبی انجام دهد.

همه اینها مقدمه بود بر این مهم :

حال که همه به ارزش و حساسیت بصیرت، این عنصر راهبردی در چالش های مختلف فردی و اجتماعی آگاهیم چگونه خود را از آن بهره مند سازیم. واضح است جامعه نمی‌تواند به سادگی به مرتبه‌ای از بصیرت برسد که هر کسی خود قادر باشد به راحتی در فتنه ها، غبار را از حقایق بزداید و راه درست را پیش روی خود مکشوف سازد و اگر غیر این بود تاریخ مملو از حوادث تلخی نمی شد که امت‌ها بر سر خود آوردند در حالی که منشاء غالب آنها بی بصیرتی مردم و مهم تر از آن بی بصیرتی خواص آنها در طیف های مختلف بوده است.

راهکار اول برای بصیرت‌مند شدن، بازخوانی مکرر حوادث واقعه گذشته و آسیب شناسی عالمانه و عبرت گرفتن از آن است که  نقش مهم و شگرفی در عمق بخشیدن به قدرت بصیرت فرد دارد. «مَنْ اِعْتَبَرَ، اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَ، فَهِمَ؛ کسی که حوادث تاریخی را مورد توجه قرار بدهد و از آن‌ها آموزش و عبرت بگیرد، دارای بینش می‌شود و کسی که بینش خود را به کار گیرد، فهمش بالا می‌رود و خوب و بد مسائل را درمی‌یابد». روشن است عبرت گرفتن، شاخص مهم این بازخوانی‌ها است . تفکر زمینه‌ساز عبرت است و عبرت، زمینه بصیرت را فراهم می‌آورد. در حقیقت، زمانی انسان به بینش و بصیرت می‌رسد که به شنیدن یا مطالعه صرف اکتفا نکند، بلکه در شنیده‌ها و دانسته‌ها، خوب اندیشه کند و با دقت به امور بنگرد. نتیجه این اندیشه و دقت نظر، همان عبرتی است که در تصمیم‌گیری‌ها و رفتار انسان مؤثر خواهد بود.

عبرت گرفتن از موارد بسیار متعدد بحران بی بصیرتی که بعضی خواص در حکومت امیرالمومنین(ع) از خود بروز دادند حائز اهمیت ویژه ای است گرچه این قصه غم انگیز در سایر دوره ها نیز کم مشاهده نمی شود. شعارهای مخالف حاکیمت، قرارگیری در جبهه مخالف ولایت، اجتهادهای متعصبانه و کورکورانه در بعضی مسائل، گرایش عامدانه یا غافلانه به صف دشمن، فریب و تظاهر، استفاده از گروه های اجتماعی برای بهره برداری های سیاسی ناصواب و ده‌ها مقوله دیگر که توسط بعضی افراد انجام گرفت، انگار برگی کاملا مشابه از آن تاریخ، امروز در جامعه ما اتفاق افتاده که متاسفانه ناشی از همین عدم عبرت گرفتن از حوادث تاریخی است.

راهکار دوم در تعمق بخشیدن به بصیرت، مطالعه دقیق شرایط افراد و اجتماع و اطلاع دقیق از تحولات پیرامونی است. بی‌خبری از جریانات مربوط به دوست و دشمن و فاصله گرفتن از آنچه هر روز اتفاق می افتد عامل مهمی در شکار شدن به دست عوامل فتنه است. حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها فرمودند: «دشمن را درست شناسایی کنید، هدف های دشمن را کشف کنید. احیاناً به قرارگاه‌های دشمن آنچنانی که خود او نداند سربکشید. براساس طرح او طراحی کلان کنید». اطلاع خوب و پیش بینی دقیق تحرکات بر مبنای دانسته های صحیح، کمک بزرگی در مصونیت از مردود شدن در حفظ ارزش های میهنی و عقیدتی می کند.اگر می خواهیم بدانیم چقدر بصیرت داریم باید ببینیم چقدر اشراف بر احوال افراد و اجتماع داریم خصوصا برای خواص که نقش محوری برای دیگران ایفا می کنند.

تقوا نیز سومین عامل در افزایش بصیرت است که از نقش مهمی برخوردار است. فردی که به دنیا به عنوان هدف نمی نگرد و پاک می اندشد و پاک عمل می کند به راحتی اسیر شبهات و فتنه ها نخواهد شد.اهمیت و تاکیدات مکرر قرآن کریم گواه بر این مدعاست.

انسان هر چند به سه عامل مورد اشاره مجهز شود باز نباید بی گدار به آب زند و در مسائل شبهه ناک، بی پروایی در گفتار و رفتار از خود نشان دهد. بلکه چنانچه هر کس در هر رتبه ای از علم یا موقعیت اجتماعی، رعایت احتیاط را از دست ندهد، این خود شعبه ای از بصیرت است. رعایت احتیاط یعنی انسان ،هرگز در جامعیت بینش خود اطمینان راسخ نداشته باشد و از گستره بینش مصادیق والای بصیرت نیز بهره مند شود.آگاهی و علم فردی، گروهی یا حزبی خود را در هر مرحله ای قطره بداند و با اتصال به دریای مواج و خروشان بصیرت، خویش را مصون بدارد. این دریای خروشان و مصداق اکمل بصیرت کجاست که رجوع به آن در حوادث، عین عقلانیت است؟

پاسخ: در پایبندی به رهنودهای رهبری به عنوان ولی امر است  در همه امور و فصل الخطاب دانستن مواضع و قضاوت های ایشان ،محکمترین ریسمان و مطمئن ترین رشته نجات بخش است. بصیرت و علم مقام معظم رهبری به قدری است که زیرکی دشمن را به بن بستی دردناک سوق داده و با خنثای حکیمانه دسیسه‌هاشان، جبهه خصم را به چالش و استیصال جدی کشانده است. ولایت فقیه با اشراف دقیق و پیش بینی مدقانه مسائل، محیط را برای پیروان خود کاملا امن از لغزش و قرارگیری در مخاطره قرار داده است. لذا بر ستون همیشه استوار نظام شکوهمند انقلاب اسلامی یعنی ولایت فقیه، تکیه داشته باشیم تا سقوط نکنیم و در مسیر نوری که او از عمق درایت و بصیرت خود می تاباند طی طریق نموده تا از فتنه های روزگار مصون بمانیم و این است پیام بلند فرموده امام معصوم (عج) که در حوادث واقعه به روایان حدیث(عالمان جامع الشرایط) رجوع کنید.

به قول امام (ره) : « من به همه ملت، به همه قواى انتظامى، اطمینان مى‏دهم كه امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبى بر این مملكت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حكومت اسلامى، و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آنطور كه اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده‏اند به كسى صدمه وارد نمى كند؛ دیكتاتورى به وجود نمى‏آورد، كارى كه برخلاف مصالح مملكت است انجام نمى دهد، كارهایى كه بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا كس دیگرى برخلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح كشور انجام دهد، فقیه كنترل مى‏كند، جلوگیرى مى‏كند.برخلاف مسیر اسلام و ملت حركت نكنید.شما از اسلام نترسید، از فقیه نترسید؛ از ولایت فقیه نترسید. »

منبع: www.jsanews.com

 

 

موصل4

 

 

 

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url: