داستان فیلم مربوط به اسیری است كه بلافاصله بعد از بازگشت به میهن، در مرز توسط وزارت اطلاعات دستگیر می شود، زیرا در مورد او اتهام سنگین همكاری با بعثی ها و مجاهدین خلق در زمان اسارت مطرح است.
****
فیلم نفوذی حاصل همكاری مشترك احمد كاوری و مهدی فیوضی به عنوان كارگردان است. احمد كاوری را پیشتر به عنوان دستیار كارگردان و بازیگر می شناسیم و مهدی فیوضی نیز فیلمبردار، نویسنده، تدوین گر و طراح صحنه بوده است و نفوذی اولین فیلم هر دو نفر می باشد.
به گزارش موصل4، طرح اصلی فیلمنامه نفوذی با نگاهی به خاطرات حسین مردی در زمان اسارت او در جنگ تحمیلی بر می گردد. داستان فیلم مربوط به اسیری است (فریدون كیافر) كه بلافاصله بعد از بازگشت به میهن، در مرز ایران و عراق توسط وزارت اطلاعات دستگیر می شود، زیرا در مورد او اتهام سنگین همكاری با بعثی ها و مجاهدین خلق در زمان اسارت مطرح است. مسئولین وزارتخانه به رهبری یكی از ماموران زبده (با بازی جمشید هاشم پور) اقدام به بازجویی و تحقیق در مورد سوابق وی می كنند. در واقع بخش عمده ای از فیلم به صورت فلاش بك مطرح می شود. طرح كلی داستان بی شباهت به فیلم دوئل ساخته احمد رضا درویش نیست اما پرداخت متفاوتی در مورد آن صورت گرفته است.
جذابیت فیلم ناشی از جبهه گیری اشخاص موجه و معتبر (آزادگان و خانواده شهدا) در برابر فریدون است و تلاشی كه وی در جهت مبرا ساختن خود انجام می دهد. فیلم با روایت داستان از زبان آزادگان، نحوه استحاله ظاهری فریدون به فری كافر را روایت می كند، اما ایثار بزرگ فریدون چون رازی در دل او باقی است و در انتها اثبات آن را شاهد خواهیم بود.
یكی از مشكلات متداول فیلم هایی از این دست، دوپارگی موجود در مفهوم، ساختار و ریتم در دو زمان است. خوشبختانه نفوذی توانسته است از نظر مفهوم و فضا، اشتراك قابل قبولی ایجاد نماید اما مسئله اصلی ریتم سریع روایت داستان در بازداشتگاه عراقی ها است كه به نظر می رسد كمی به شخصیت پردازی لطمه زده است. با توجه به اینكه مدت زمان فیلم نیز بیش از مقدار متداول نیست، ایكاش تمركز بیشتری بر شخصیت ها در بازداشتگاه صورت می گرفت. از سوی دیگر محدود بودن حضور این افراد در زمان حال، به لو رفتن زود هنگام پایان فیلم (و شناسایی نفوذی) می انجامد. در واقع بعد از نیمه فیلم، تنها یك گزینه برای شك تماشاگر باقی می ماند كه نقطه ضعف مهمی برای فیلم محسوب می شود. جالب اینجاست كه این فرد نیز تمام ویژگی های كلیشه ای برای بدمن بودن را در خود دارد و مخاطبان فیلم با كوچكترین تعلیقی مواجه نمی شوند.
چند سال پیش جلسه ای بین عوامل سینما و برخی از تجار و بازرگانان بزرگ برگزار شده بود. در آنجا یكی از آنها عنوان داشته بود كه در همه فیلم های ایرانی، شخصیت های ثروتمند و دارای زندگی مجلل نقش منفی هستند و این در حالی است كه در كشورهای پیشرفته معمولا تصویری مناسب از صاحبان سرمایه، كارآفرینان و افراد موفق نمایش داده می شود (متوجه هستید كه اصلا قصد بحث در مورد مشروع بودن ثروت را ندارم). در نفوذی هم متاسفانه از همین كلیشه استفاده شده است و اندك شك مخاطب (مثلاً به مامور اطلاعاتی یك چشم) نیز با این نشانه ها رنگ می بازد. باز جای شكرش باقی است كه در ابتدای فیلم كمی از رفتار مناسب شخصیت منفی (شاید به نشانه عذاب وجدان) نشان داده می شود. علاوه بر این با توجه به كشتار فریدون و اطلاعاتی كه می داند، توضیحی در مورد كشته نشدن او توسط منافقین ارائه نمی شود. همچنین می توان به گریم نامناسب امیر جعفری در زمان حال اشاره كرد.
اما باید اشاره نمود كه بازی ها در سطح قابل قبول و كنترل شده هستند و بازی جعفری هم در نقشی كه طنز و دیالوگ كمی دارد به خوبی شكل گرفته است. صحنه های شكنجه نیز به خوبی به نمایش در آمده اند. به طور كلی كارگردانان این فیلم در تجربه اول خود سوژه جسورانه ای انتخاب كرده اند و نمره قبولی گرفته اند و باید منتظر فیلم های بعدی آنها بمانیم.
به نقل از وبلاگ سینمای جهان
موصل4




