July 24, 2010 2:11 PM
شیرین ترین لحظات زندگی من/ گفتگو با آزاده سید ناصر میری، قسمت دوم

هنگامي كه شكلاتهاي حاوي شعارها را در بين مردم پخش مي كردند،‌ يكي از شكلاتها به دست بچه اي رسيد كه سربازي كنار او ايستاده بود، سرباز شكلات را از دست او مي گيرد تا مثلاً خودش آنرا  بخورد، ‌وقتي شكلات را باز مي كند مي بيند كه روي كاغذ شكلات شعاري نوشته شده است

July 19, 2010 2:00 PM
شیرین ترین لحظات زندگی من/ گفتگو با آزاده سید ناصر میری، قسمت اول

عراقی ها یك افسر ایرانی را به اردوگاه آوردند، او توانسته بود یك جلد كامل قرآن را مخفیانه از تفتیشها عبور دهد و با خود به اردوگاه بیاورد كه این برای ما ثروت بود. برنامه ریزی كردیم كه این قرآن هر شب در یكی از آسایشگاهها باشد و در طول روز كه درها باز بود بچه ها به نوبت از آن استفاده كنند.

 

 

 

June 8, 2010 9:15 AM
گروه محکومین / گفتگو با آزاده سرفراز مسعودخرمی پور ( قسمت دوم )

در قسمت قبل خواندیم که آقای خرمی پور و هفت نفر دیگر را به جرم نقشه کشی برای فرار (تصور واهی عراقی ها ) به دادگاه الثوره بردند و در نهایت آنها را محکوم به تحمل 7 سال زندان کردند. به ماجراهای پیش آمده در قسمت محجر زندان الرشید رسیدیم و اینک ادامه ماجرا...

April 14, 2010 11:48 AM
گروه محکومین / گفتگو با آزاده سرافراز مسعود خرمی پور ( قسمت اول )

جاسم فردي بد جنس و پيله اي بود كه به او جاسم اسبي مي گفتيم. از اينكه بالاخره از ما چيزي گرفته بود، خيلي خوشحال بود. ضمن اينكه تا قبل از آن هم نقشه اي از ما بدست آنها نيفتاده بود. گمان مي كردند كه اين نقشه فرار است. جاسم از نقشه چيزي سر در نمي آورد، مدام آن را چپ و راست مي كرد اما باز نمي فهميد كه حتي شمال و جنوبش كجاست.

April 6, 2010 12:24 PM
گفتگو با آزاده سرافراز دكتر محمد باقر عليئي

محمد‌باقر عليئي پس از اتمام دوران مدرسه به آمريكا رفت و در رشته پزشكي ادامه تحصيل داد و پس از تحصيل، براي خدمت به مردم به كشورش بازگشت. او در زمان جنگ در سن 28 سالگي و با عنوان بسيجي به جبهه‌هاي حق عليه باطل شتافت و با اين هدف مقدس 13 ماه و 9 روز در اين جبهه‌ها بر دل دشمن تاريك‌انديش تاخت تا اينكه در عمليات رمضان به اسارت رژيم بعثي عراق درآمد و در 5 شهريور 1369 سربلند از امتحان الهي به ايران اسلامي بازگشت.

April 5, 2010 11:57 AM
گفت و گو با آزاده مهدي طحانيان نوجوان اسيري كه عدنان خير الله را به زانو درآورد ، قسمت دوم

در قسمت قبل به اينجا رسيديم كه آقاي طحانيان موقع عقب نشيني به سه مجروح كه حالشان خيلي وخيم بود رسيد و فرياد ناشي از درد يكي از آنها باعث شد عراقي ها متوجه آنها شده و به سويشان تيراندازي كنند. اكنون قسمت دوم و پاياني اين گفتگو را مي خوانيم.

April 5, 2010 11:26 AM
روزي که صد بار مرگ را ديدم - گفت و گو با آزاده مهدي طحانيان ، قسمت اول

از تانک پريدم پايين و رفتم. فرمانده گفت عراقي ها را بکش! اسلحه را آماده کردم و گرفتم سمتشان. پوتين ها را درآوردند و شروع کردند به گريه زاري. فرياد مي زدند دخيل خميني، يا ابن الزهرا! افتادند به دست و پاي بچه ها. مگر ديگر کسي از دلش مي آمد اينها را بکشد. با هر بدبختي که بود يکي از ماشين ها را تخليه کرديم و فرستاديمشان عقب

February 10, 2010 12:48 AM
بیان خاطرات جالب و خواندنی در گفتگو با آزاده نصرت الله پازوکی

غلامرضا تیغی را که در دستش گرفته بود دور بند اول انگشتش کشید و گفت ما بند بند انگشتانمان را جدا می کنیم. در این لحظه عراقی ها دورش ریختند و تیغ را از دستش گرفتند. این کارش خیلی جلوی کتک های ما را گرفت. عراقی ها گفتند که اینها دیوانه اند، ولشان کنیم. آنها گفتند آنقدر شما را داخل آسایشگاه نگه می داریم تا بپوسید. ما حدود چهار ماه و نیم داخل ماندیم تا حاج آقا ابوترابی وارد اردوگاه ما شد. آن چهار ماه داخل آسایشگاه هم برای خود ماجرایی دارد.

December 13, 2009 12:22 AM
غبطه آن روز ها را می خورم/ گفت و گو با آزاده محمدرضا گیلوری

محمدرضا گیلوری سرشاری، آزاده دوران دفاع مقدس، مسئول بازرسی و استان های اداره امور ایثارگران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اگر چه سوغاتی او از سرزمین اسارت، درد های جسمانی است اما او هنوز هم بهترین دقایق زندگی اش را زمانی می داند كه در اسارت عَلَم ولایت را به دوش كشیده است. وی با حسرتی در دل به خلوص و پاكی آن روزها غبطه می خورد و معتقد است که در آنجا به یک پالایش درونی رسیده بودند.

September 27, 2009 2:25 AM
گفت وگو با سید مدهت الحسینى، اسیر عراقى كه بعد از اسارت در ایران ماند

آزاده اى است از جنس مردانى چون «حر» و خود اسارتش را اوج آزادى مى داند و تولدى دیگر. در سخن گفتن با اوست كه در مى یابى چقدر برخى مردان جنگ از اصل خود دور افتاده اند، چقدر ارزش هاى پرشكوه دوران دفاع مقدس مهجور مانده و به آن بى مهرى هاى فراوان شده است.ستوان دوم وظیفه سید مدهت الحسینى كه در عملیات بدر به اسارت نیروهاى ایرانى در آمده متولد ۱۳۳۴ هجرى شمسى در بغداد است .

August 20, 2009 12:25 AM
حلالیت خواستن زندانبان عراقی از اسرای ایرانی

می گوید: سالهاست عذاب وجدان دارم. برای حلالیت خواستن از اسرای ایرانی آمده‌ام. ماجرا ساده اما جالب به نظر می‌رسید. یك زندانبان عراقی كه او را به خشونت و برخورد محكم می شناختند، به كشورمان آمده بود تا با اسرای ایرانی ملاقات كند. مایل نبود از رنج های متحمل شده آزادگان ایرانی سخن مجدد به زبان آورد و لذا اصرار ما برای بیان رفتارهای وحشیانه زندانبانان عراقی فایده ای نداشت.

August 11, 2009 1:05 AM
یک لیوان آب یخ بهترین عیدی اسارت// گفتگو با خلبان آزاده شهید لشگری

سرتیپ خلبان حسین لشگری نخستین اسیر ایرانی دفاع مقدس و آخرین آزاده ای که به میهن بازگشت. فاصله آن اسارت و این آزادی 18 سال شد،هجده سال در زبان آسان می چرخد اما در زمان... ! این گفتگو در سال 84 توسط خبرگزاری مهر انجام شد که به مناسبت شهادت این سردار رشید به حضورتان تقدیم می شود.

August 1, 2009 1:50 AM
شهیدی كه پروفسور آمریكایی را مسلمان كرد

متن حاضر مصاحبه‌ای با پروفسور «محمد لگنهاوزن» است كه در سال گذشته توسط خبرگزاری ایسنا انجام گرفته است كه در آن ایشان نحوه آشنایی خود با این شهید "اكبرملكی نوجه دهی" را بیان می كند. لازم به توضیح است انجام این مصاحبه بخشی از طرحی بود كه بر اساس آن قرار بود فیلمی در باره زندگی و خدمات شهید  نوجه ‌دهی ساخته شود.

June 15, 2009 1:24 AM
مخالفین احمدی‌نژاد با او بدتر از منافقین برخورد می‌کنند

عزت‌الله مطهری از مباران انقلابی و زندانیان سیاسی در رژیم طاغوت با تبریك پیروزی دكتر احمدی‌نژاد به شدت از افرادی كه به رأی ملت تمكین نمی‌كنند، انتقاد كرد و گفت: مخالفین آقای احمدی‌نژاد با او بدتر از منافقین برخورد می‌کنند، می‌گویند هرکس باشد ولی احمدی‌نژاد نباشد. در صورتی که این درست نیست به هر جهت او هرکه باشد یک ایرانی است و در دور قبل 18 میلیون و این دور، حدود 25 میلیون به او رأی داده اند ولی برخی طوری برخورد می‌كنند كه گویا او از اسرائیلی‌ها هم بدتر است.

May 10, 2009 6:49 PM
نگران نباش، فقط شهادتین را بگو و طلب استغفار کن/ گفتگو با آزاده محمود شرافتی

محمود شرافتی متولد سال 1338، اهل شهرستان نهاوند می باشد. وی در اول مهر 59 در حمله ی گسترده مهاجمان به مناطق مرزی به اسارت نیروهای بعثی در آمد. حافظه ی بسیار خوبی دارد و همه ی جزئیات اسارتش را در ذهن خود سپرده و با صبر و حوصله برایمان بیان می کند. از سعید - پسر دایی اش - برایمان گفت که با هم اسیر شده بودند ولی از آن زمان تا کنون دیگر خبری از او ندارند...

May 6, 2009 11:35 AM
گفتگو با زنان مدافع خرمشهر؛كفن‌هاي سفيد غرق به خون مي‌شدند

خرمشهر، نامي است ماندگار و جاويدان در تاريخ و در قلب انسان‌هاي مبارز و عاشق به وطن، خرمشهر نشانه و يادگاري است از حماسه و فداكاري عشق و ايمان و از خود گذشتگي و به نام شهيداني نام‌آور متبرك شده است و اسراري بسياردارد از جمله مقاومت زنان در خرمشهر و پايداري آنها دوشادوش مردان.                                         

April 25, 2009 12:13 PM
ناگفته‌هاي حادثه صحراي طبس از زبان نخستين فرد حاضر در صحنه

حادثه صحراي طبس يک حادثه به يادماندني است که در روز ‌٥ ارديبهشت سال ‌١٣٥٨در منطقه اي از صحراي طبس اتفاق افتاد که در اين حادثه که نمودي از قدرت بي‌همتاي خداوند براي شکست دشمنان ايران و اسلام بود، نظاميان آمريکا با تجهيزات آن همگي با قدرت خداوند نابود شدند.
حسن شکيبي يکي از اعضاي کميته انقلاب اسلامي طبس در سال ‌١٣٥٨ بود که در زمان بروز اتفاق در صحراي طبس اولين فردي بود که براي بازرسي منطقه اعزام شد.

April 11, 2009 3:43 PM
مردى كه نامش در تاريخ زنده ماند / صیاد الگویی برای همه انسان ها

21 فروردین سالگرد شهادت امیر سپهبد"علی صیاد شیرازی" فرمانده ستاد مشترک ارتش  است.وی ازجمله فرماندهان با سابقه و جهادی در دوران 8 سال دفاع مقدس بود.در سال 78 با شهید صیاد شیرازی گفتگویی صورت گرفته که قسمتی از آن را با هم می خوانیم:

April 8, 2009 1:35 AM
گفتگو با همسر شهید آوینی/ به بهانه شانزدهمین سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی

تمام زندگیش وقف انقلاب شد. خودش هم می‌گوید از طرف جهاد رفتیم بیل بزنیم، دوربین به دستمان دادند. فرقی نمی‌کرد. باتمام وجود خودش را وقف انقلاب می‌کرد و آن‌چه از او انتظار می‌رفت انجام می‌داد. زمان جنگ ایشان را خیلی کم در خانه می‌دیدیم. هر چند شب یک بار. تمام دغدغه‌ی ذهنیش جنگ بود.

March 15, 2009 3:50 PM
معجزات در اسارت / گفتگو با مجید فریزاد

مجید فریزاد از آزادگان جنگ هشت دفاع مقدس ،در عملیات رمضان به اسارت دشمن بعثی در آمد . باما دلیل جراحتی که از تیر و ترکش خمپاره دشمن دیده بود مدتی در بیمارستان بستری شد.پس ازر بهبود به اردوگاه موصل 1 منتقل شد . نهایت در  مورخ  22 بهمن سال 61 به همراه عده ای دیگر از اسرا به اردوگاه  موصل 4 منتقل شدند

March 3, 2009 9:57 AM
نبود امکانات در روزهای آغازین جنگ/سعید (حمید) طایفه نوروز/قسمت اول

سعید (حمید) طایفه نوروز" در نخستین روز آغاز رسمی تهاجم رژیم بعث به اسارت دشمن درآمد. با توجه به مسئولیت او به عنوان فرماندهی سپاه پاسداران استان همدان، می توان او را نخستین پاسدار اسیر در این رده فرماندهی در جنگ دانست.
بخش هایی جذاب از خاطرات جنگ و اسارت ایشان را مرور می کنیم.

March 3, 2009 9:21 AM
نبود امکانات در روزهای آغازین جنگ/سعید (حمید) طایفه نوروز/قسمت اول

"سعید (حمید) طایفه نوروز" در نخستین روز آغاز رسمی تهاجم رژیم بعث به اسارت دشمن درآمد. با توجه به مسئولیت او به عنوان فرماندهی سپاه پاسداران استان همدان، می توان او را نخستین پاسدار اسیر در این رده فرماندهی در جنگ دانست.

بخش هایی جذاب از خاطرات جنگ و اسارت ایشان را مرور می کنیم.

February 24, 2009 8:37 AM
روابطمان در موصل4 روابطی خالی از هرگونه غلّ وغش بود/علی زردبانی/قسمت دوم
دورانی که در موصل4 بودیم بسیار با ارزش بوده و روابطی که داشتیم خیلی صمیمانه و مفید بود . اگر بتوانیم این ارتباط را مجدداً از طریق این سایت و راه های دیگر برقرار کنیم مطمئناً در روحیات ما و در آن شادابی که برای انجام کار داریم اثر مثبت می گذارد . وقتی با دوستان دوران اسارت در یکجا جمع می شویم این تغییر روحیه در همه ما کاملاً مشهود است طوری که خانواده ام نیز این تغییر را احساس می کنند.
February 19, 2009 11:21 PM
برای تک تک نعمتهای اطرافم خدا را شکر می کردم /علی زردبانی / قسمت اول

Thumbnail image for zardbani (2).jpg

 

 مهندس علی زردبانی متولد سال 1334 ، فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت از دانشگاه آبادان در 1356 می باشد . پس از بازگشت به ایران در پتروشیمی اراک مشغول به کار و سپس جهت یک پروژه یکساله عازم ایتالیا شد. مدتی هم سمت مدیرعاملی شرکت بازرسان فنی ایران را داشت . دو سال هم به عنوان مدیر عامل دفتر پتروشیمی ایران در آلمان خدمت کرده و سپس در سال 87 بازنشسته شد .

 

 

February 15, 2009 1:11 AM
ناگفته‌هایی از سازمان مجاهدین خلق/ گفتگو با عزت مطهری(شاهی)

شاید كمتر كسی در جامعه وجود داشته باشد كه اسم عزت مطهری( شاهی) را نشنیده باشد و یا كتاب خاطرات او را مطالعه نكرده باشد. شخصیتی كه به جرات می توان او را «اسطوره مقاومت» در ایران نام نهاد. گفتگوی ذیل پیرامون فراز و فرود سازمان مجاهدین خلق از پیدایش تا اوایل دوران انقلاب می باشد، امید است با مطالعه این گفتگو بعضاً نكات تاریك و مبهم تاریخ انقلاب برای نسل سوم از میان برود.

February 9, 2009 3:02 PM
ناگفته‌های عضو سابق گروهك منافقین از هجده سال زندگی در قرارگاه اشرف/ قسمت دوم

در قسمت اول این مصاحبه آقای شعبانی از چگونگی جذب خود به سازمان و همچنین رفتنش به عراق گفت و گفت که جو حاکم بر سازمان به گونه ای بود که همه چیز به رجوی ختم می شد و حقیقت چیزی است که رجوی می گوید . حال قسمت دوم این مصاحبه را تقدیمتان می کنیم :

February 7, 2009 5:22 PM
ناگفته‌های عضو سابق گروهك منافقین از هجده سال زندگی در قرارگاه اشرف/قسمت اول

گفتگوی زیر بخش اول از مصاحبه با هادی شعبانی عضو جداشده گروهك منافقین است كه به بیان خاطرات و مشاهدات خود در طول بیست سال ارتباط و زندگی با گروهك تروریستی منافقین از جمله نحوه جذب و آموزش نیروها، وی‍ژگی‌های سركردگان این گروهك و مقاطع مهمی مانند عملیات مرصاد (فروغ جاویدان)، اوضاع پادگان اشرف و نحوه فرار از سازمان می‌پردازد.

January 27, 2009 12:57 AM
سنگ فلسطینی، موشك شده / گفتگو با آزاده لبنانی سمیر قنطار

سمیر قنطار  قدیمی‌ترین اسیر لبنانی دربند رژیم صهیونیستی در 22 آوریل 1979 در حالی كه تنها 16 سال داشت به همراه سه تن از اعضای گروه فلسطینی "جبهه خلق برای آزادی فلسطین" به شمال اراضی اشغالی نفوذ كرد و در جریان عملیاتی با نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی درگیر شد و به اسارت درآمد.  

January 20, 2009 11:55 PM
ابوترابی حقیقتاً ولی خدا بود / سید حسین هاشمی /بخش دوم و پایانی

در بخش اول گفتگو با سید حسین هاشمی در باره نحوه اسارت و وچگونگی به اسارت در آمدن توسط دشمن بعثی صحبت  کردیم.وی در باره واژه اسارت و نوع تعریف از آن نکاتی قابل تاملی را بیان نمودند.هاشمی  اسارت را کلمه ای دو پهلو می داندو خود واژه اسارت را به در بند بودن  انسان در زندان و یا اتاق کوچکی معنا میکند.قسمت دوم و پایانی گفتگو را باهم می خوانیم:

January 5, 2009 12:56 PM
اسارت، انسان را به خدا نزدیک می کند / سید حسین هاشمی / قسمت اول

سید حسین هاشمی متولد سال 1330 ، فارغ التحصیل رشته مهندسی نساجی از دانشکده پلی تکنیک ( امیر کبیر فعلی ) در سال 1354 و همچنین فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته ارتباطات از دانشگاه کنکوردیا (کانادا) در سال 1358 می باشد.

November 17, 2008 2:47 PM
ناگفته‌های همسر شهید تندگویان

نام شهید «محمدجواد تندگویان» یادآور همراهی قدرت و خدمت صادقانه است. او فقط مدت كوتاهی مسوولیت وزارت نفت را عهده‌دار بود اما در این دوران كوتاه هم لحظه‌ای از خدمت غافل نشد. خبرگزاری دانشجویان ایران به مناسبت 29 آذر، سالروز بازگشت پیكر آن شهید بزرگوار به ایران پس از 11 سال اسارت، گفت‌وگویی با همسر شهید تندگویان انجام داده است.

November 11, 2008 3:22 PM
گفتگو با آزاده و جانباز سرافراز سیدعبدالرحیم موسوی

ین آزاده سرافراز و جانباز می‌گوید: تصویر بسیار هولناکی از اسارت در ذهن داشتم، همیشه شب‌های عملیات از خدا می‌خواستم که اگر مجروح، قطع عضو یا حتی قطع نخاع می‌شوم اسیر نشوم تا اینکه قبل از عملیات والفجر 10 خواب اسارت را دیدم. در عالم خواب در منطقه‌ای کوهستانی بودم که مینی منفجر شد وترکشی به کنار چشمم اصابت کرد،

November 4, 2008 6:06 PM
اگر سربازان ما این طور بودند دنیا را تصاحب می‌کردیم

آزاده و جانباز سرافراز سیدعبدالرحیم موسوی در گفتگو با موصل 4 گفت :تصویر بسیار هولناکی از اسارت در ذهن داشتم، همیشه شب‌های عملیات از خدا می‌خواستم که اگر مجروح، قطع عضو یا حتی قطع نخاع می‌شوم اسیر نشوم تا اینکه قبل از عملیات والفجر 10 خواب اسارت را دیدم. در عالم خواب در منطقه‌ای کوهستانی بودم که مینی منفجر شد وترکشی به کنار چشمم اصابت کرد، بعد هم عراقی‌ها با همان حالت مرا اسیر کردند. همین خواب وحشتم را از اسارت دو چندان کرد. صبح خوابم را برای یکی از دوستانم در گردان یا زهرا (س) تعریف کردم.

پدرم هنوز زنده است و دراسارت صهيونيست‌ها به‌سرمي‌برد
October 20, 2008 12:35 AM
پدرم هنوز زنده است و دراسارت صهيونيست‌ها به‌سرمي‌برد

گفت‌وگو با رائد فرزند آقاي سيدمحسن موسوي
ـ آقاي موسوي چندسال داريد و آيا پدرتان را به‌خاطر مي‌آوريد؟
ـ زماني كه پدرم ربوده‌شد، من دوساله بودم و اينك 18 سال‌دارم. تصويرمبهمي از چهره پدرم درخاطرم هست، اما گرماي محبت پدرانه‌اش را هميشه احساس‌كرده ومي‌كنم.
ـ آيا شخصاً درجريان پي‌گيري سرنوشت پدرتان و ديگرهمراهانش بوده‌ايد؟
ـ بله از زماني كه خودم را شناخته‌ام، اين‌مسئله را پي‌گيري مي‌كنم. همه اشخاص و ارگان‌هايي هم كه روي اين مسئله كاركرده‌اند،